۱۳۹۶ شنبه ۵ اسفند
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۸۳ - ۱۳۹۶ شنبه ۲۱ بهمن
نگاهي به فيلم «امير»، ساخته «نيما اقليما»
يک مرد تنها
نغمه خدابخش

فضاي تخت، سرد و بي‌روح فضايي است که «نيما اقليما» براي اولين ساخته سينمايي خود انتخاب کرده. «امير» داستان شخصيتي است که تنهايي را به همهمه‌هاي روزمرگي ترجيح داده و در برخورد با اطرافيان سکوت را انتخاب می‌کند و سعي دارد شنونده خوبي باشد و درعين‌حال به اوضاع اطرافيان، خانواده و دوستان سروسامان دهد.
چهره شخصيت اصلي فيلم با بازي متفاوت «ميلاد کي‌مرام» همان‌قدر سرد و بي‌روح است که فضاي حاکم بر فيلم. اين شخصيت آرام در سکانسي که به ديدن همسر سابق و فرزند دوستش که در خانه خود به آنها پناه داده، مي‌رود، مخاطب را غافلگير و دچار سوءظن مي‌کند.
وجه تمايز اين فيلم نسبت به ساير آثار فيلم‌ساز آن است که بار معنايي داشته و نشان از تأثير، غلبه و حاکميت فضا و محيط بر شخصيت‌هاست؛ نماهايي که در آنها بيشتر فضاي تصوير را ديوارها، پنجره‌ها، ساختمان‌ها و حتي مانکن‌هاي بي‌جان نسبت به آدم‌ها پر مي‌کنند و شخصيت‌ها در آن گم مي‌شوند؛ نمايي که شخصيت فيلم را در گوشه کادر در مقايسه با عظمت شهر کوچک نشان مي‌دهد گويي آدم در برابر عظمت آنها ناتوان است.
 حتي شخصيت کودک فيلم در هيچ تصويري ديده نمي‌شود و مخاطب تنها صداي او را مي‌شنود. گويي او تنها شخصيتي است که نبايد و نمي‌تواند تصميم‌گيرنده باشد و هنوز قدش براي رسيدن به کادر زندگي کوتاه است. ازاين‌رو بيشترين آسيب از محيط بيروني و تصميمات بزرگ‌ترها متوجه اوست و بيشترين تأثير را از آنها مي‌گيرد تا جايي که مي‌شنويم دوست دارد وقتي بزرگ شد مانند پدر خود، غزل نامي را طلاق دهد و همانند دوست پدرش، امير، زندگي مجردي و فقط در کنار امير را انتخاب کند.
تنها در سکانس انتهايي فيلم چهره او ديده مي‌شود. اين سکانس نقطه عطف فيلم است؛ جايي که پدر و مادر او هرکدام براي زندگي خود راهي را انتخاب کرده و به‌دنبال سرنوشت خود رفته‌‌اند و قرار است مدتي در کنار امير زندگي کند. کودک روي سکويي ايستاده تا قدش به موجه‌ترين الگوي خود، امير، برسد.
از او سيگار مي‌خواهد و وقتي با مخالفت امير مواجه مي‌شود، چوب‌شور دوست‌داشتني خود را به تقليد از سيگارکشيدن امير، لاي انگشتان گذاشته و مي‌خورد.
نکته به‌يادماندني در فيلم «امير» بازي درخشان «سحر دولتشاهي» در نقش دختر روان‌پريش است؛ شخصيتي که به‌خاطر کوتاهي‌هاي والدين خود در کودکي با وجود مشکلات روحي، رواني درمان نشده و همچنان در دهه سوم زندگي خود با بيماري‌اش دست‌وپنجه نرم مي‌کند.
 او نيز تحت‌تأثير محيط، فضا و سهل‌انگاري پدر و مادرش يک قرباني است.


دیدگاه‌ها(۰)