۱۳۹۶ پنج شنبه ۳ اسفند
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۸۵ - ۱۳۹۶ سه شنبه ۲۴ بهمن
آرزوی تحولات اساسی
امیرحسین علم‌الهدی

رسول صدرعاملی، عضو محترم هیئت داوران سی‌وششمین جشن‌واره فیلم فجر، درباره نامزدنشدن «لاتاری» در برنامه هفت یکشنبه‌شب، چنین گفت: «لاتاری داوران را به دلیل قصه‌اش آزار داد. چون قصه به دلمان ننشست، نتوانستیم با جنبه‌های دیگر فیلم ارتباط برقرار کنیم. جنبه‌های مختلف یک فیلم باید در خدمت کارگردان آن باشد. قصه‌ای که در آن قهرمان می‌رود سراغ انتقام‌گرفتن از عامل خارجی، به‌نظرم رویکرد اشتباهی دارد و باعث شد فیلم را نپسندیم. شخصا مانند یک کودک فیلم می‌بینم و اگر فیلمی را بپسندم، تازه می‌روم سراغ اینکه کار عوامل فنی آن را بررسی کنم. همه عوامل باید در خدمت کارگردان باشند. سینما یک کار گروهی است و وقتی خروجی فیلمی ایراد دارد، یعنی همه عوامل در این ایراد مقصر هستند و نمی‌توان کار هر یک را به‌صورت جداگانه بررسی کرد». عضو محترم دیگر هیئت داوری جشن‌واره، جناب فروتن، می‌گوید: «ما به محتوای فیلم‌ها توجه کردیم. لاتاری خشونت و انتقام را ترویج می‌کند، درحالی‌که ما ترجیح می‌دهیم تا در فیلم‌ها بیشتر مذاکره و گفت‌وگو ببینیم».وقتی یک کارگردان شاخص به‌همراه یک بازیگر توانا در جایگاه «داور» چنین اشاراتی می‌کنند، باید برای جشن‌واره‌ای که سال‌هاست جشن‌واره نیست و نگاه داوری‌هایش «مصلحت»گراست و نه «تخصص»گرا! به فکر ایجاد تحولات اساسی بود. هیئت داوران در حوزه هنر (پرهیز دارم جشن‌واره فجر را صرفا جشن هنری نیز بدانم، چراکه سال‌به‌سال رفتارهای حرفه‌ای آن به رفتارهای سلیقه‌ای تغییر ماهیت داده است) باید به کلیت و اجزای یک فیلم توأمان نگاه کنند و شایسته نیست به دلیل هم‌راستانبودن مضمون اثر با عقایدشان، فیلم در ارزیابی‌ها بایکوت شود. چگونه می‌شود در مسند قضاوت فیلم‌های سینمایی قرار گرفت، اما خود را در جایگاه یک منتقد سیاسی یا کارشناس روابط بین‌الملل یا ایدئولوگ قرار داده و از روایت و مضمون فیلم آزار دید؟! مسند داوری آثار سینمایی، مسند ارزیابی تخصصی در قالب مدیوم سینماست و نمی‌توان خارج از این مسیر قدم برداشت! مقام داوری، مقام قضاوت است، پس هرگونه مصلحت‌اندیشی در صدور رأی «مشروعیت» آن را منتفی می‌کند. قبول کنیم اجزای جشن‌واره فیلم فجر آن را تبدیل به یک اتفاق منحصربه‌فرد کرده که دیگر نه ماهیت تخصصی دارد و نه حتی یک آیین دورهمی سینمایی است. تکرار هرساله این اتفاق سینما را با بحران «نفی ذات» آن مواجه می‌کند، پس چاره در آن است که همانند برخی از ساختارهای کهنه موجود، راه «اصلاح بنیادین» را در پیش بگیریم.


دیدگاه‌ها(۰)