۱۳۹۶ جمعه ۴ اسفند
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۸۵ - ۱۳۹۶ سه شنبه ۲۴ بهمن
روز پایانی
محسن خیمه‌دوز

۱- کار کثیف
کارگردان، فیلم‌نامه و تهیه‌کننده: خسرو معصومی
بازیگران: لوون هفتوان، پدرام شریفی و الهام نامی.
داستان فیلم درباره مشکلات مهاجرت یک زوج جوان به آمریکا از طریق ترکیه است. مرد به‌خاطر مشکلات مالی به کار غیرقانونی می‌پردازد و با سرانجام نامنتظره‌ای هم روبه‌رو می‌شود.
قصه فیلم ساده شروع می‌شود و به‌تدریج پیچیده می‌شود. تدوین غیرخطی فیلم که نوعی روایت سیال ذهن به فیلم می‌دهد، کشش دراماتیک فیلم را هم بیشتر می‌کند.
نقطه‌ضعف فیلم بیش‌ازحد طولانی‌بودن آن است. می‌توان با رویکردی مینی‌مال به برخی سکانس‌ها، نزدیک به یک ساعت از فیلم را حذف کرد، بی‌آنکه به درام درونی فیلم لطمه بخورد، زیرا نه اطلاعات ضروری را حذف می‌کند، نه به زیبایی فیلم لطمه می‌زند.
موسیقی فیلم با محتوای فیلم و فضای خلق‌شده در فیلم هماهنگ است.
۲- زنی با گوشواره‌های باروتی
یک مستند جنگی درباره داعش
کارگردان، پژوهشگر و فیلم‌بردار: رضا فرهمند
داستان این مستند مربوط به یک زن خبرنگار جوان عرب است به نام «نور» که در کنار رزمنده‌های ضدداعش به کسب خبر و به‌تدریج به مبارزه می‌پردازد.
گفت‌وگوی او با دو گروه از زنان شنیدنی ا‌ست؛ زنان ایزدی که مورد حمله و تجاوز داعشیان قرار گرفته‌اند و خانواده‌هایشان نیز کشته شده‌اند و دوم زنانی که با داعشیان زندگی می‌کرده‌اند و اینک اسیر شده‌اند، ولی از داعشیان راضی‌اند و تعجب می‌کنند که چرا دیگران از داعشیان بد می‌گویند. در میان گروه دوم، زنانی از همه نقاط جهان حضور داشتند و هرکدام هم چند بچه از داعشیان داشتند.
نکته طنز و البته تراژیک این مستند آنجاست که رزمنده‌های ضدداعش باید هم‌زمان، هم بچه‌های داعشیان و مادرانشان را نگهداری کنند، هم پدران آنها را بکشند. از طرف دیگر، داعشیان باید کسانی را بکشند که از بچه‌ها و زنانشان نگهداری می‌کنند.
چهره بسیاری از این کودکان، وضعیت جهانی را که در آن به دنیا آمده‌اند نشان می‌دهد.
در انتها همکار خبرنگار در یک حمله ناگهانی داعشیان کشته و مستند با کشته‌شدن او تمام می‌شود.
موسیقی این مستند که توسط کریستف رضاعی ساخته شده، شنیدنی‌ است.
۳- جمع‌بندی جشنواره سی‌وششم
الف - مدیریت شلخته جشنواره همچنان استوار و محکم پابرجاست و هیچ نشانه‌ای نیست که نشان دهد چنین مدیریتی رو به پایان است.
ب – بزرگ‌ترین چیزی که جشنواره فیلم فجر را همه‌ساله تهدید می‌کند، ابتکارات مدیریتی‌ است. امید که ایجاد هر نوع ابتکار مدیریتی در جشنواره‌ها ممنوع اعلام شود.
ج - از ثمرات همین ابتکار مدیریتی بود که در سالن چارسو، منتقدان و نویسنده‌های هنری و فرهنگی با بیش از 30 سال تجربه، برای گرفتن یک لیوان آب جوش باید بعد از عبور از پنج طبقه، خروج از ساختمان، رفتن به پشت ساختمان علاءالدین و خرید یک لیوان آب جوش به مبلغ پنج هزار تومان دوباره همین مسیر را برگردند و این کار را در میان همه سانس‌ها هم انجام دهند و در پاسخ به اعتراضاتشان هم چنین بشنوند: کشور در حال مقاومت است و ما باید صرفه‌جویی کنیم. برای آب جوش بودجه نداریم.
د - جدا از مدیریت حسین‌قلی‌خانی جشنواره، فیلم‌ها هم در حد و اندازه همین مدیریت بودند. به عبارت دیگر جشنواره سی‌وششم فیلم فجر را باید جشنواره «سینمای عامه‌پسند» و «سینمای سفارشی» نامید.
ه - مواردی که در اغلب فیلم‌های این دوره دیده و تکرار شدند عبارتند از:
- زن گل است. زن ناز است. باید به زن گل داد.
- چاقو، فحش، جیغ و دادزدن بهترین نشانه برای یک بازی هنری و یک فیلم هنری‌ است و می‌توان از آنها به‌عنوان ابزار هنری استفاده کرد.
- سیگار یعنی فیلم و بازیگری و فیلم و بازی هم یعنی سیگار. نکته بسیار عجیب فیلم‌های جشنواره این بود که در آنها چند کاراکتر دیده شدند که سیگار روشن نکردند و سیگاری هم نبودند.
- جوک‌های اس‌ام‌اسی، تلگرامی و اینستاگرامی، مواد اولیه فیلم‌نامه‌نویسی‌اند.
- موسیقی فیلم‌ها به تیتراژ پایانی فیلم‌ها انتقال یافته و از این طریق ارزشیابی می‌شوند.
- فیلم خوب، فیلمی‌ است که همه در آن کشته شوند.
ز- به مرحله‌ای رسیده‌ایم که انصراف‌دادن از جشنواره‌ها، به‌تدریج به نشانه عقلانیت و تعهد هنری تبدیل می‌شود.


دیدگاه‌ها(۰)