۱۳۹۶ سه شنبه ۱ اسفند
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۸۶ - ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۵ بهمن
آمريکا براي حفظ ثبات در مناطق آزادشده سوريه هزينه مي‌کند
يك بام و دو هواي واشنگتن

درست يک روز بعد از آنکه دونالد ترامپ، رئيس‌جمهوري ايالات ‌متحده، در توييتي، هفت تريليون دلار هزينه آمريکا در خاورميانه را احمقانه خواند و گفت «زمان آن رسيده که در داخل آمريکا سرمايه‌گذاري کنيم»، رکس تيلرسون، وزير خارجه دولت او، کيلومترها آن‌سوتر در کويت از لزوم سرمايه‌گذاري براي ثبات در سوريه و عراق سخن گفت؛ هرچند آمريکا اميدوار است سه‌ سال بعد از مبارزه براي شکست داعش در قالب ائتلافي نظامي، بار بازسازي عراق را روي دوش اعضاي ديگر اين ائتلاف بيندازد. سرمايه‌گذاران و اهداکنندگان بازسازي عراق، از روز گذشته در کويت دور هم جمع شدند تا درباره بازسازي اقتصاد و زيرساخت‌هاي عراق بعد از جنگ داخلي ويرانگر اين کشور، تبادل نظر کنند.
تيلرسون که از روز 11 فوريه به خاورميانه سفر کرده است، روز گذشته در نشست اعضاي ائتلاف ضدداعش به رهبري آمريکا در کويت، از «کمک‌هاي سخاوتمندانه» کشورهاي عضو ائتلاف در يک سال گذشته قدرداني کرد؛ اما بر لزوم کمک‌هاي بيشتر تأکيد کرد. با‌اين‌حال، آن‌طور که رويترز گزارش داده است، آمريکا قصد ندارد مبلغي را براي کمک به بازسازي عراق اهدا کند؛ اما شرکت‌هاي خصوصي آمريکايي براي مشارکت در بازسازي عراق و سودآوري از اين راه، به‌صف شده‌اند.
صباح الخالد الحمد الصباح، معاون‌اول نخست‌وزير و وزير خارجه کويت، نيز در اين نشست اظهار كرد: با وجود تحولات مثبت و نتايج چشمگير در ميادين نبرد، جامعه جهاني همچنان با خطر مستقيم گروه‌هاي تروريستي مواجه است. الصباح در ادامه تأکيد کرد: مهم است که ائتلاف ما در چارچوب استمرار اقدامات بين‌المللي و هماهنگي‌ها در زمينه مبارزه با تروريسم و پيگيري و تقويت استراتژي ائتلاف براي مبارزه با داعش، کار خود را در راستاي ايجاد افق‌هاي جديدي آغاز کند. او با تأکيد بر لزوم توقف ورود تروريست‌هاي خارجي به عراق، خواستار حمايت از عراق در زمينه جمع‌آوري مدارک و شواهد جنايي شد.
هم‌زمان با سفر تيلرسون به خاورميانه، دونالد ترامپ بار ديگر از راهبرد رؤساي پيشين آمريکا در قبال خاورميانه انتقاد کرد و گفت: اکنون زمان آن است که در کشور خودمان سرمايه‌گذاري کنيم. دونالد ترامپ در توييتر خود نوشت: اين (هفته) براي زيرساخت‌ها هفته بزرگي خواهد بود. پس از آنکه احمقانه هفت تريليون دلار در منطقه خاورميانه هزينه کرديم، اکنون زمان آن است که سرمايه‌گذاري در کشور خودمان را شروع کنيم.
اين نخستين‌بار نيست که دونالد ترامپ از سياست‌هاي گذشته آمريکا در قبال خاورميانه انتقاد مي‌کند؛ او پيش‌تر نيز در ادامه انتقاد خود از راهبرد رؤساي پيشين آمريکا، گفته بود «احمقانه» هفت تريليون دلار در خاورميانه صرف شده است. دونالد ترامپ روز دوشنبه لايحه پيشنهادي خود براي بودجه کشور را ارائه کرد؛ طبق اين لايحه، ۲۰۰ ميليارد دلار صرف زيرساخت‌ها ازجمله بازسازي راه‌ها و بزرگراه‌ها، فرودگاه‌ها و بنادر خواهد شد.
اين در حالي است که تيلرسون از اختصاص بودجه‌اي براي حفظ ثبات در مناطق آزادشده سوريه گفت. وزير خارجه آمريکا در اين نشست اعلام کرد نبرد عليه داعش هنوز تمام نشده است. وزير خارجه آمريکا در سخنان خود در کويت، از تحولات اخير شمال غرب سوريه نیز ابراز نگراني کرد؛ اما هم‌زمان گفت: آمريکا نگراني‌هاي امنيتي ترکيه را که عضو ناتو است، درک کرده و در کنار هم‌پيمان خود در ناتو براي جنگ عليه تروريسم مي‌ايستد. تيلرسون در بخش ديگري از صحبت‌هايش گفت: آمريکا ۲۰۰ ميليون دلار کمک بيشتر براي حمايت از ثبات مناطق آزادشده سوريه ارائه مي‌دهد و به آموزش نيروهاي بومي سوريه نیز ادامه خواهد داد.
هم‌زمان با سخنراني تيلرسون، گزارش‌ها درباره بودجه نظامي پنتاگون و هزينه احتمالي آمريکا در سوريه منتشر شد. بر اساس اين گزارش‌ها، پنتاگون ۳۰۰ ميليون دلار براي تجهيز و آموزش نيروهاي دموکراتيک سوريه که عمدتا از سوي يگان‌هاي مدافع خلق رهبري مي‌شوند و ۲۵۰ ميليون دلار براي ايجاد «نيروهاي امنيت مرزي» در سوريه اختصاص داده است. بودجه نظامي پيشنهادشده در سال ۲۰۱۹ نیز شامل ۸۵۰ ميليون دلار براي آموزش و تجهيز نظامي نيروهاي ارتش در عراق و نيروهاي کُرد پيشمرگه براي مبارزه با داعش است.
يکي از نگراني‌هاي جامعه جهاني، جابه‌جايي داعش به ديگر کشورهاي منطقه است؛ نگراني بجايي که تيلرسون هم به آن اشاره کرد. به ‌گفته تيلرسون، نيروهاي داعش تلاش مي‌کنند در کشورهايي مانند افغانستان، فيليپين و ليبي فعاليت خود را شدت ببخشند. در ماه‌هاي اخير داعش حملات زيادي را در شهرهاي مختلف افغانستان سازمان‌دهي کرده؛ عمليات‌هاي خونيني که روي‌هم‌رفته ده‌ها کشته و زخمي برجاي گذاشته است.
تيلرسون که در قالب سفري پنج‌روزه به خاورميانه سفر کرده، چالش‌‌برانگيزترين روزهاي کاري خود را پشت سر مي‌گذارد. او اين روزها تلاش مي‌کند تنش جديد در سوريه ميان ترکيه و کردها، متحدان تاکتيکي آمريکا در شمال و شمال غرب سوريه را حل‌وفصل کند و از آن‌سو، متحداني را آرام کند که از تصميم دولت ترامپ براي به‌رسميت‌شناختن اورشليم به‌عنوان پايتخت اسرائيل به خشم آمده‌اند.

سیاست خارجی آمریکا و انفعال چپ
 مایکل والتزر. نظریه‌پرداز سیاسی
سیاست خارجی ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ فاجعه‌بار بوده است که ازجمله می‌توان به نظامی‌گری بی‌دلیل، قدرت‌نمایی هسته‌ای، حمایت از برخی از خشن‌ترین رژیم‌های جهان و حالا درخواست برای برگزاری یک رزمایش نظامی به سبک شوروی اشاره کرد. بااین‌حال، چپ آمریکا در این میان درباره مسائل سیاست خارجی سکوت برگزیده است. به نظر کمتر کسی در ناکارآمدی سیاست خارجی آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ می‌تواند تردید داشته باشد. درحالی‌که سال اول حضور رئیس‌جمهور در کاخ سفید به ردوبدل‌کردن توهین‌های لفظی با دیکتاتور کره‌شمالی گذشته است، پیونگ‌یانگ عملا با قدرت و سرعت برنامه هسته‌ای خود را به پیش می‌برد و آمریکا نیز بدون توقف به سوی جنگی پیش می‌رود که هیچ‌کس خواهان آن نیست.
آوریل سال گذشته در سوریه نیروهای آمریکایی به تأسیسات دولتی این کشور حمله بردند بدون اینکه هیچ دستاورد خاصی داشته باشد. به همین نحو، بعد از تسلیح شبه‌نظامیان کرد برای جنگ با داعش، ایالات متحده در قبال حمله ترکیه به کردها عملا کنار ایستاده و فقط نظاره‌گر است. در نتیجه کنارگذاشته‌شدن میراث دولت باراک اوباما مبنی بر محدودیت استفاده از نیروی هوایی، حملات نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا در موصل عراق، به کشته‌شدن‌ هزاران شهروند بی‌گناه و ویرانی‌های گسترده انجامیده است. مانند ویتنام، آمریکا باید شهر را برای نجات آن با خاک یکسان می‌کرد. درعین‌حال، دولت ترامپ ‌هزاران نفر به تعداد نیروهای آمریکایی در خاک افغانستان افزوده است، اما بدون اینکه برنامه و راهبرد سیاسی خاصی برای پایان‌دادن به بن‌بست افغانستان اندیشیده باشد. تحت رهبری ترامپ، ایالات متحده همچنین به حامی بی‌چون‌وچرای رژیم‌های اقتدارگرا از عربستان‌سعودی گرفته تا فیلیپین تبدیل شده است. در اروپا، رهبران راست‌افراطی در لهستان و مجارستان با اشتیاق جا پای ترامپ می‌گذارند البته اگر یکی، دو قدم از او جلو نباشند.
در اسرائیل در پرتو حمایت تمام‌قد ایالات متحده از شهرک‌سازی و دولت راست‌افراطی، آرزوی قدیمی صهیونیست‌ها یعنی «اسرائیل کوچک» عملا به دست فراموشی سپرده شده است. علاوه بر همه اینها، رابطه ایالات متحده با برخی متحدان نزدیکش و همچنین ناتو ضعیف شده و در عمل به موجودیتی غیرقابل پیش‌بینی و دیگرهراس در صحنه جهانی تبدیل شده است. اما پاسخ لیبرال‌ها و چپ‌گراها به این وضعیت چه باید باشد؟
چپ‌گرایان تاکنون فقط به مخالفت با هر آنچه ترامپ گفته و انجام داده، بسنده کرده‌اند. بااین‌حال، هیچ‌کدام از آنها تاکنون آلترناتیو منسجم و معقولی ارائه نداده است. البته واکنش چپ‌ها به سیاست خارجی ترامپ چیزی بیشتر از مخالفت با استفاده از نیروی نظامی در خارج از کشور نبوده است و در عمل، بیشتر به سمت نوعی انزواطلبی و توجه به داخل معطوف بوده است. این در حالی است که انزواطلبی تنها به معنای فقدان سیاست خارجی است. برنی سندرز، سناتور ایالت ورمونت، در سال 2016 با تکیه بر مسائل سیاست داخلی، توانست نگاه‌های زیادی را به خود جلب کند و  پویشی جدی و تأثیرگذار به راه بیندازد. اما حتی با اینکه سندرز برای رسیدن به صندلی ریاست‌جمهوری یک کشور هژمون در عرصه جهانی مبارزه می‌کرد، او در عمل هیچ حرفی درباره سیاست بین‌الملل برای گفتن در چنته نداشت.
در وهله نخست، چپ نیازمند بازاندیشی جدی درخصوص استفاده از نیروی نظامی است که مسئله‌ای کلیدی در مباحث سیاست خارجی محسوب می‌شود. استفاده از نیروی نظامی برای دفاع شخصی یا دفاع از دیگران درست و بلامانع است. درواقع این مسئله وقتی اشکال دارد که بخواهیم از آن برای تغییر رژیم، در دفاع از دولت‌های خودکامه یا علیه جنبش‌های ملی و مردمی، استفاده کنیم. یک پرسش بنیادین دیگر به چگونگی استفاده از نیروی نظامی مربوط می‌شود. پاسخ‌گفتن به این پرسش چندان دشوار نیست زیرا  نیروی نظامی باید به شکلی محدود به منظور به‌حداقل‌رساندن تلفات انسانی به‌کار گرفته شود. اینها سؤالات سختی نیستند اما وقتی جدی به آنها بیندیشیم، می‌توانند به پرسش‌های راهبردی و سیاسی پیچیده‌ای منجر شوند. برای مثال، آمریکا در حمله به عراق در سال 2003 میلادی اشتباه کرد ولی پیوستن به جبهه ضدداعش و نجات ایزدی‌ها از یک قتل‌عام، اقدام درستی بود. حمله به شهر اشغال‌شده موصل درست بود اما تبدیل‌کردن این شهر به تلی از خاکستر اشتباه بود.
همچنین خواست سرنگونی بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، اشتباه بود زیرا  نیروهای مخالف اسد فاقد حمایت مردمی کافی بوده و ایالات متحده آمادگی کافی برای حمایت از آنها را نداشت. علاوه بر این، کمک به کردهای سوریه ایده خوبی بود زیرا آنها در مقام نیرویی مؤثر از حمایت بالایی از سوی مردم خود برخوردار بودند و بدون تردید نمی‌توانستند در سایه خلافت خودخوانده داعش زیاد دوام بیاورند. به همین نحو، تقویت استحکامات دفاعی کره‌جنوبی و ژاپن اقدام درستی بود ولی غلط‌بودن تهدید به جنگ هسته‌ای و بر زبان‌آوردن سخنان تحریک‌آمیز بر هیچ‌کس پوشیده نیست. سلاح‌های هسته‌ای به هیچ عنوان نمی‌توانند به‌نفع انسان‌ها باشند. اما این مسئله درباره  همه سلاح‌های هسته‌ای صادق نیست و چپ باید با این مسئله کنار بیاید. وقتی آدم‌ها به علت تعلق به یک اقلیت مذهبی یا نژادی یا باورداشتن به یک ایدئولوژی خاص در خطر کشتار جمعی یا نسل‌کشی قرار دارند، ما نمی‌توانیم صلح‌طلب باشیم.
در اوج دوران جنگ سرد، بسیاری از چپ‌گرایان با شکل‌گیری ناتو مخالفت کردند. در سال‌های اخیر، سیاست‌مدارانی همچون جرمی کوربین قبل از آنکه به رهبری حزب کارگر بریتانیا برسد، خواستار خروج بریتانیا از این ائتلاف نظامی شده بود دقیقا به این علت که این ائتلاف خود را متعهد به استفاده از نیروی نظامی به‌عنوان ابزار دفاع مشترک می‌دانست. این ائتلاف درواقع علیه اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت، اما اکنون روسیه ولاديمیر پوتین را هدف گرفته است. پاسخ چپ‌های آمریکایی به این وضعیت باید این‌گونه باشد: آنها باید این سؤالات را در مقابل چپ‌های لهستان، لیتوانی یا اوکراین قرار دهند؛ یعنی جایی که بیش از هر جایی خطر [مداخله نظامی روسیه] احساس می‌شود. حدس می‌زنم  بسیاری از چپ‌گرایان شرق اروپا نه‌تنها حامی ناتو، بلکه خواهان حمایت آمریکا باشند. همیشه لازم نیست آن کاری را بکنیم که دوستان ما خواهان آن هستند، ولی باید به حرف آنها گوش دهیم. یکی از ستون‌های ایدئولوژی چپ مبنی بر این است که کشورهای هژمونیک سرمایه‌داری مانند آمریکا هیچ‌گاه نمی‌توانند در جهان درست عمل کنند. اما این فرضی اشتباه است. ایالات متحده در شکست دو تا از سفاک‌ترین رژیم‌های تاریخ یعنی آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی نقشی کلیدی داشت. درواقع، ایالات متحده کارهای خوبی نیز انجام می‌دهد. چپ‌گرایان آمریکایی باید همین را از کشورشان مطالبه کرده و با رفتارهای اشتباه مخالفت کنند. اما این مطالبه‌گری یا مخالفت کارساز واقع نمی‌شود مگر اینکه چپ‌ها به نگرشی منسجم درخصوص سیاست بین‌الملل شکل داده باشند.

 


دیدگاه‌ها(۰)