۱۳۹۶ جمعه ۲۴ آذر
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۸۷۰ - ۱۳۹۲ پنج شنبه ۹ آبان
خاتمی، تحریم، صلح
آذر منصوری فعال سیاسی
آینده سیاسی اصلاح‌طلبان به پرسشی جدی در محافل سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شده است. پاسخ به این سوال به‌ویژه پس از انتخابات دور یازدهم ریاست‌جمهوری می‌تواند مبنای حرکت‌ها و رویکرد‌های آینده این جریان سیاسی باشد. از همین‌رو است که پیشنهادهایی از جنس تشکیل پارلمان اصلاحات، حزب فراگیر و... نیز توسط برخی مدافعان این جریان مطرح می‌شود. اما نکته‌ای که کمتر به آن توجه می‌شود سیر حرکت اصلاح‌طلبان قبل از انتخابات مجلس نهم تا به امروز است. شاید به جرات بتوان گفت در این بزنگاه تاریخی و سرنوشت‌ساز سیدمحمد خاتمی تاثیرگذارترین چهره سیاسی در حرکت آینده اصلاح‌طلبان و تحولات پیش‌آمده بود. این نقش از حضور او در پای صندوق رای در یکی از محله‌های دماوند آغاز و تا تشکیل شورای مشورتی و اجماع اصلاح‌طلبان ادامه یافت. درست زمانی که قاطبه اصلاح‌طلبان تصمیم خود را برای عدم‌شرکت در انتخابات گرفته بودند خبر رای‌دادن سیدمحمد خاتمی، انتخابات مجلس نهم ایران را تحت‌الشعاع خود قرار داد. اولین خبر رای دادن او نیز توسط یکی از رسانه‌های منتسب به اصولگرایان منتشر شد و به محض انتشار این خبر سیل حملات بود که خاتمی را نشانه گرفت. نگارنده که در آن روزها مجالی برای مقال نداشتم ناگزیر از نگارش مطلبی بسیار کوتاه در دفاع از اصلاح‌طلبی و رای خاتمی شدم. و در آن نوشته کوتاه تمامی منتقدان را به خویشتنداری و تامل توصیه کردم که باید به خاتمی اعتماد کرد چراکه او خود می‌دانست با این رای در معرض آماج حملات دوستان و نزدیکان قرار می‌گیرد و یقینا بنا بر مصالحی که به‌طور قطع مصلحت کشور بوده و نه خود او، در انتخابات شرکت کرده است. درست یک‌سال مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری یک‌بار دیگر این نقش و تاثیر‌گذاری وارد مرحله جدیدی شد. او با شرکت در انتخابات مجلس نهم این پیام را به موافقان و مخالفان خود داد که تا اطلاع ثانوی صندوق رای در دسترس‌ترین امکان برای حضور، آگاهی‌بخشی، تغییر فضا، پیگیری مطالبات و در نتیجه تغییر رویکردهای موجود است. از همان اولین روزهای تشکیل شورای مشورتی بسیاری از مدافعین تحریم انتخابات از یک‌سو و مخالفان افراطی از سوی دیگر دست به‌کار شدند. مدافعان تحریم، خاتمی و اطرافیانش را به محافظه‌کاری و بی‌فایده بودن شرکت در انتخابات متهم می‌کردند و برخی داخلی‌ها نیز با زدن برچسب‌هایی به او و اطرافیانش سعی کردند آنها را از صحنه سیاسی کشور حذف کنند و از همین روی برای آنان خط و نشان می‌کشیدند. او با جمع‌کردن همه احزاب و شخصیت‌های اصلاح‌طلب آنان را به تدوین گزارشی مستند از وضعیت کشور در حوزه‌های مختلف ترغیب کرد. سوال این بود که آیا امیدی به توقف و اصلاح روند‌های موجود در کشور وجود دارد و جواب کمیته‌های تخصصی اینکه امیدی به توقف و اصلاح روندهای موجود وجود دارد و باید در انتخابات شرکت کرد. باید از فرصت انتخابات استفاده کرد و از این محل به پیگیری مطالبات پرداخت. این اولین قدم خاتمی برای خاموش‌کردن صدای تحریمیان در فضای داخلی و خارجی بود. همه دست به‌کار شدند.      
نامزدها یکی پس از دیگری اعلام حضور کردند و موجی نیز از هواداران خاتمی برای متقاعدکردن او برای شرکت در انتخابات به‌راه افتاد. خود او هم دست به‌کار شد و این تلاش درست در آخرین لحظات ثبت‌نام کاندیداهای ریاست‌جمهوری به بار نشست. رییس‌مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام و عضو خبرگان رهبری در ساختمان وزارت کشور حاضر شد و به این ترتیب آمادگی خود را برای حضور در انتخابات اعلام کرد. اما این بار در کمال ناباوری هاشمی از گردونه رقابت حذف شد نه‌تنها او بلکه همه کاندیداهای اصلاح‌طلب به جز حسن روحانی و محمدرضا عارف امکان حضور در انتخابات را نیافتند. در حالی که جو ناامیدی بر اردوگاه اصلاح‌طلبان غالب شده بود این بار نیز خاتمی و شورای مشورتی او برای حصول اجماع بین دوکاندیدای باقیمانده دست به‌کار شدند و بالاخره سه‌روز مانده به پایان تبلیغات با کنار رفتن دکتر عارف، خاتمی اعلام کرد که کاندیدای مورد حمایت او حسن روحانی است و از همگان خواست با شرکت در انتخابات و رای به حسن روحانی بار دیگر نقش خود را در آینده سیاسی کشور ایفا کند. حرکت در دو انتخابات اخیر نه‌تنها صدای تحریمیان را خاموش کرد بلکه موجب بازگشت امید و نشاط درکشور شد. با یک نگاه واقع بینانه به رفتارهای سید محمد خاتمی نه‌تنها باید همه جریان‌های مدافع نظام و منافع ملی کشور قدردان تلاش‌های او برای اتخاذ مناسب‌ترین تاکتیک و استراتژی در یک روند کاملا دموکراتیک باشند بلکه علی القاعده باید از این ظرفیت او در كمك به‌کشور در مسایل داخلی و خارجی نیز بهره گرفت. اگر او قادر است با حضور به موقع در فضای داخلی کشورو ترسیم آینده‌ای امید بخش در نتیجه انتخابات تاثیر بگذارد به‌طور قطع این نقش‌آفرینی‌ها در عرصه بین‌المللی موجود، قوت بخشیدن به روند صلح و گفت‌وگو ی تمدن‌ها دو چندان خواهد بود. به‌ویژه آنکه او معمار گفت‌وگوی تمدن‌هاست بدون تردید و با نگاهی واقع بینانه به موقعیت منطقه‌ای کشورمان این نقش آفرینی نه‌تنها در راستای تقویت منافع ملی و نیز کاهش خشونت‌های رو به تزاید منطقه است بلکه می‌تواند کشور را از آسیب‌ها دور کند.
 

دیدگاه‌ها(۰)