۱۳۹۶ سه شنبه ۳۰ آبان
شماره‌های پیشین:
شماره ۱۹۹۷ - ۱۳۹۳ سه شنبه ۲ ارديبهشت
«ویم دلووی» هنرمند بلژیکی در گفت‌وگو با «شرق»:
درباره ایران زیاد دروغ می‌گویند
پرویز براتی . بهزاد وفاخواه
«ویم دلووی»، در عرصه بین‌المللی هنرمندی آشناست. او متولد سال 1965 در شهر «ورویک» - شهری کوچک در منطقه فلاندر غربی - در بلژیک است. او تحت‌تاثیر جامعه کاتولیکی که در آن زندگی می‌کرد و به‌ویژه نمادهای دینی بوده است. شاید بیشترین شهرت «دلووی» به‌دلیل ساخت چیدمان ماشین گوارش است که «کلوکا» نام‌ گرفته است و پس از هشت‌سال در موزه «وور هدن‌داگز» بلژیک رونمایی شد. او همچنین بابت چیدمان‌های منقوش خود شناخته شده است. گفت‌وگو با او در افتتاحیه نمایشگاه گروهی «طلای‌سیاه» در گالری شیرین انجام شد؛ نمایشگاهی که «دلووی»، تنها هنرمند خارجی شرکت‌کننده در آن بود. این نمایشگاه تا سوم‌اردیبهشت ادامه دارد:
 موضوع نفت در ایران چه جاذبه‌ای برای شما داشت که در یک نمایشگاه گروهی با محوریت آن شرکت کردید؟

من همیشه از دروغ‌هایی که در مورد وضعیت ایران گفته می‌شد، اطلاع داشتم و هرچقدر بیشتر راجع به ایران یا روسیه دروغ می‌گفتند، بیشتر اعتمادم را به آنها از دست می‌دادم. نمی‌خواهم بگویم کشورم را دوست ندارم اما جو حاکم بر آنجا و غرب به‌نظرم دیگر چندان قابل‌اعتماد نیست و باز نمی‌خواهم بگویم اینجا اوضاع ایده‌آل است اما در مسیر خوبی قرار گرفته‌اید که این مساله خیلی اهمیت دارد. در مقابل، اروپا در مسیر بدی قرار گرفته است. یک مسیر خیلی بد. با این پیش‌زمینه زمانی که برپاکنندگان نمایشگاه «طلای‌سیاه» از من برای شرکت در نمایشگاهی با تم نفت دعوت کردند، پذیرفتم و اثرم را که یک کپسول گاز منقش است ارایه کردم.
 نفت، موضوع مورد علاقه شماست؟
بله. من از قدیم به این سوژه علاقه داشتم. کاری هم که من ارایه کرده‌ام یکی از آثار قدیمی‌ام مربوط به سال 1987 به‌شمار می‌آید.
  این سوژه از لحاظ سیاسی مورد علاقه شماست یا هنری؟
هردو. کپسول گاز درواقع بیشتر پیش‌پاافتادگی و سادگی موضوع را نشان می‌دهد. این کپسول گاز چیزی است که خانواده‌های فقیر دارند و با آن آشپزی می‌کنند و غذایشان را گرم می‌کنند. درواقع تنها چیزی است که یک خانواده فقیر در جایی مثل آفریقا دارد.
 می‌دانید نفت برای ایرانی‌ها چه اهمیت سمبلیک و استراتژیکی دارد؟ نفت در ایران تداعی‌کننده نهضت ملی‌شدن صنعت نفت و کوتاه‌شدن دست آمریکا و انگلیس از آن است. درواقع نفت به سمبلی از اعتراض در تاریخ ما تبدیل شده است... .
 بله می‌دانم، ولی فکر می‌کنم گاز منبع خیلی مناسب‌تری برای انرژی است. بازدهی خیلی بالا و اثرات زیست‌محیطی مخرب خیلی کمی دارد. انرژی سبز نیست ولی به‌هرحال آلودگی کمتری دارد. شما فقط به مقدار کمی اورانیوم نیاز دارید. در آفریقا بعضی مناطق روزانه فقط چهارساعت در روز برق دارند. کشور شما به انرژی هسته‌ای نیاز دارد که بهترین نوع انرژی‌هاست.
  در کشور ما انرژی تقریبا مجانی تمام می‌شود. مصرف انرژی در کشور ما بالاست و جزو بالاترین‌ها در کل دنیا هستیم... .
غربی‌ها می‌خواهند کشور شما پر از نیروگاه‌های بادی باشد که خیلی زشت هستند. شما کوهستان‌های خیلی زیادی دارید. تصور کنید اصفهان پر از این آسیاب‌های بادی شود، بدمنظره نیست؟ خیلی زشت می‌شود. 150متر هم ارتفاع دارند و اینها از کجا می‌آید؟ حتما از دانمارک و هلند! این هم خودش یک تجارت است. ما‌به‌ازای هر یورو تولید انرژی از این آسیاب‌های بادی از ما سه‌یورو مالیات می‌گیرند و شما برای هر یورو انرژی سه‌یورو می‌پردازید و کل مناظر طبیعی هم خراب می‌شوند. واقعا منظره وحشتناک و زشتی دارند، همه جا هم هستند. برای فونداسیون هرکدامشان 10متر بتون‌ریزی و کلی هزینه صرف شده است. اینها فقط برای دو یا سه‌سال نصب نشده‌ برای دو یا سه‌نسل طراحی و نصب شده‌اند. ما باید از نسل بعدی معذرت‌خواهی کنیم. واقعا ایده‌های احمقانه‌ای هستند. به نظرم انرژی هسته‌ای راه‌حلی برای همه کشورهاست. در منطقه آتاباسکا کانادا به اندازه تمام کشورها اورانیوم وجود دارد که باید بین همه تقسیم شود البته به جز کره‌شمالی که هرطور نگاه کنید یک مقدار خطرناک است!
   بقیه آثار نمایشگاه «طلای‌سیاه» را چطور دیدید؟
باید بیشتر این آثار را مورد مطالعه قرار بدهم. تابلویی از کوروش شیشه‌گران بسیار تاثیرگذار بود. دو روز پیش از افتتاحیه، به خانه ایشان رفتم و یکبار هم پسرشان را دیدم که کتابی شامل مجموعه پوسترهای قدیمی کارهای دهه70 شیشه‌گران را به من هدیه داد. حتما باید نمایشگاهی از این آثار ترتیب داده شود و باید در اروپا این پوسترها معرفی شوند. در شماری دیگر از آثار نمایشگاه، شاهد ترکیبی از عناصر مدرن و سنتی کنار هم بودم. ترکیب‌های جالب و غیرمنتظره بین تکنیک‌های جدید و قدیم، مدرن و سنتی، مشابه کارهایی است که در دهه80 انجام می‌شد. جدا از موضوع نمایشگاه مربوط به نفت و گاز، تصویر خوبی از هنر ایرانی در اینجا دیده می‌شود.
  آثار این نمایشگاه را در کل چطور ارزیابی می‌کنید؟
اینجا برای نظر دادن و قضاوت نیامده‌ام. آمده‌ام برای یاد گرفتن. فقط می‌خواهم یک دانشجوی خوب باشم. نمی‌خواهم به‌عنوان یک داور اینجا باشم.
  محمد مصدق را می‌شناسید؟
- بله. او را به یاد دارم، البته من آن زمان خیلی جوان بودم.
  اولین‌بار است که به ایران می‌آیید؟
  نه، دفعه پیش اصفهان و کاشان بودم. ماه «می» هم به شیراز می‌روم. کسی من را دعوت کرده است. با تهرانی‌ها هم به شیراز نمی‌روم، آنها شیراز را بلد نیستند. شیراز رفتن با آنها چه فایده‌ای دارد؟!
 تابه‌حال در ایران نمایشگاه انفرادی برگزار کرده‌اید؟
 بله، در اصفهان.
 در دوران هشت‌ساله احمدی‌نژاد به ایران آمدید؟
 نه. می‌دانم خیلی هم از او خوشتان نمی‌آید ولی به نظرم خیلی هم افراطی نبود. البته شما بهتر می‌دانید ولی از نظر من خوب بود!
 شرایط سیاسی جدید ایران بعد از انتخاب حسن روحانی را چطور می‌بینید و چه تاثیری بر هنر ایران دارد؟
فکر می‌کنم اوضاع هنر ایران قبل از این هم خیلی جالب توجه بود و احتیاجی به یک «گلاسنوست» (اصلاحات دهه80 گورباچف) نداشت. تغییراتی که یک مقدار مشابه شرایط گلاسنوست و پروسترویکاست؛ آزادی‌ و قدرت عمل بیشتر. اینکه در کشور شما واکنش چندانی نسبت به اینکه رییس‌جمهور روحانی مقاله‌ای در نیویورک‌تایمز منتشر کرده، ایجاد نشد برای من غافلگیرکننده بود. چیزی که شاید در یک‌سال یا شش‌ماه قبل از آن قابل تصور نبود. این خیلی فوق‌العاده است. می‌دانید که چینی‌ها به مدت 20 یا 30سال دستشان را به سمت آمریکایی‌ها دراز کردند اما آمریکایی‌ها، آنها را نادیده گرفتند. آنها، چین را بعد از جنگ‌جهانی دوم خلع‌سلاح کردند و اجازه ندادند وارد اقتصاد جهانی شود. بعد از 50،60 سال تازه چین را به‌عنوان یک کشور جهانی در سال 2001 به رسمیت شناختند. 11دسامبر 2001 چین پیمان تجارت جهانی را امضا کرد؛ پیمانی که بین کشورها برای تسهیل تجارت جهانی برقرار شده است. درست نمی‌دانم اما به نظرم این خیلی معناها در خودش دارد که تایوان را در 1949 به رسمیت شناختند ولی تا 2001 جلوی پیشرفت چین را گرفتند و در طول 60 سال سعی کردند سرعت پیشرفت چین را کم کنند. همان‌طور که در سال‌های اخیر سعی کرده‌اند از سرعت پیشرفت‌های ایران کم کنند. فقط منحصر به ایران هم نیست و این تنها کاری است که آنها خوب بلد هستند. می‌خواهند جلو هر رقابتی را بگیرند. اروپایی‌ها را در مقابل روس‌ها قرار می‌دهند. تمام روزنامه‌ها به مخاطبان اروپایی می‌گویند که روس‌ها دموکراتیک نیستند و آنها هیولا‌ هستند. چرا؟ چون اوکراین و کریمه 250سال پیش در زمان کاترین کبیر دو استان مجزای روسیه بودند. آنها مجزا بودند چون کشورهای متفاوتی بودند. مردم کریمه بیشتر روس هستند ولی خروشچف به دلایل مدیریتی و کشورداری، این دو کشور را در یک استان از روسیه قرار داد. وقتی اوکراین مستقل شد، باید همان موقع کریمه را به روسیه پس می‌دادند و مردم کریمه خودشان تصمیم می‌گرفتند نه اینکه اوکراینی‌ها برای کریمه تصمیم بگیرند. غربی‌ها در اوکراین و لیبی طرف اشتباه ماجرا را گرفته‌اند. میلیون‌ها دلار از پول مالیات ما را با این روش‌های احمقانه در سراسر دنیا خرج می‌کنند و متوجه نیستند ما در دنیای جدیدی زندگی می‌کنیم که اینترنت وجود دارد، مردم باهوش هستند و ذهنیت این مردم باهوش از روی کتاب‌های درسی ساخته نمی‌شود. بنابراین در غرب وضعیت خطرناکی می‌بینم. با این کار ما نه‌تنها علیه دیگر کشورها اعلام جنگ می‌کنیم بلکه علیه نسل‌های بعدی که هنوز به دنیا نیامده‌اند هم اعلام جنگ می‌کنیم. چرا؟ چون کشور ما به حدی قرض و وام دارد که بچه‌هایی که هنوز به دنیا نیامده‌اند و در دهه‌های 2020 و 2030 به دنیا خواهند آمد، باید تا آخرعمر مالیات بدهند و به خاطر مدیریت ضعیف رهبران فعلی‌مان فقیر خواهند بود. این رهبران با ایران مخالف هستند و می‌گویند ایران کشور بدی است، من به خاطر شناختی که از آنها دارم به ایران مسافرت می‌کنم. من پیش از این هم ایرانی‌های زیادی در «دوبی» و «نیویورک» می‌شناختم و می‌دانستم انسان‌های زیبا، خوش‌پوش و باهوشی هستند. بنابراین از آمدن به اینجا خیلی هیجان‌زده شدم. مردم هرکاری دوست داشته باشند، انجام می‌دهند، سوار بر اتومبیل‌های «پیکان» ازرده‌خارج‌شده هم، زندگی جریان دارد.
 برنامه‌ای برای برگزاری نمایشگاه در تهران دارید؟
 خیلی علاقه دارم در موزه هنرهای معاصر نمایشگاهی ترتیب بدهم. قبل از افتتاحیه این نمایشگاه هم دیداری با رییس موزه هنرهای معاصر داشتم. او مدیر بسیار باهوش و زبده‌ای است. البته این موزه سال‌هاست که در خواب فرو رفته و باید بیدارش کرد.

دیدگاه‌ها(۰)