۱۳۹۶ جمعه ۲۸ مهر
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۱۵۵ - ۱۳۹۳ پنج شنبه ۱۵ آبان
باورهای نادرست پیرامون زبان‌ها
مسعود توکلی*
بیشتر افراد به دلیل استفاده دایمی از زبان، حتی در افکار و رویاهایشان، تصور می‌کنند زبان یک پدیده ساده و دم‌دستی است که می‌توان به‌راحتی در موردش اظهارنظر کرد. در نوشته حاضر بعضی از غلط‌های مصطلح در باب زبان را (که در مطالب طنز مورد اشاره هم مشاهده شد) از دیدگاه علم زبان‌شناسی مرور می‌کنیم.
1- زبان‌ها از جمله زبان فارسی در زمان‌های دور در جایی اختراع شده‌اند.
این موضوع یکی از چالش‌برانگیزترین مسایل زبان‌شناسی نوین، یعنی منشا زبان‌هاست که هنوز هم بحث‌های مطرح در مورد آن به پاسخ قطعی منجر نشده و هیچ زبان‌شناسی (و به طریق اولی هیچ انسانی) نمی‌داند منشا زبان چیست؛ ولی فرضیه اختراع زبان در میان فرضیه‌های موجود هیچ جایگاهی ندارد و اساسا زبان یک‌پدیده اختراع‌شدنی نیست. از دلایل تخصصی زبان‌شناختی که بگذریم، از نظر منطقی نیز نمی‌توان این موضوع را پذیرفت که انسان‌های فاقد زبان واحد برای برقراری ارتباط با یکدیگر برسر اختراع زبان به تفاهم برسند. اگر آنها از چنین نظام پیشرفته ارتباطی‌ای برخوردار هستند چرا باید یک زبان جدید اختراع کنند؟
2- زبان آریایی‌ها از ابتدا فارسی بوده است.
زمانی که آریایی‌ها از شمال فلات‌ایران وارد این سرزمین شدند به زبان ایرانی باستان سخن می‌گفتند که امروز هیچ اثری از آن باقی نمانده است. در اوایل هزاره اول پیش از میلاد، ایرانی باستان به گونه‌های متفاوتی تقسیم شده بود که در میان آنها فقط از سه زبان سکایی، مادی و فارسی باستان اثر مکتوب به‌جا مانده ‌است. تحولات سیاسی، اجتماعی به تقویت زبان فارسی کمک کرد و زبان فارسی امروز بازمانده فارسی باستان است.
3- زبان‌ها از ابتدا با حروف الفبا عجین بوده‌اند.
هیچ زبانی در ابتدا از نظام الفبایی برخوردار نبوده و برای بقا هم به چنین نظامی وابسته نیست. سابقه استفاده از خط به‌ حدود پنج‌هزارسال پیش برمی‌گردد در حالی‌که استفاده انسان از زبان تا حدود 100هزارسال پیش تخمین زده می‌شود. اولین خطی که برای نوشتن زبان فارسی باستان مورد استفاده قرار گرفت خط میخی بود. دشواری استفاده از خط میخی ایرانیان را وادار کرد نظام نوشتاری خود را به عربی تغییر دهند و برای سادگی بیشتر، نقطه را به آن اضافه کردند. نظام نوشتاری هر زبان کاملا مستقل از آن زبان وجود دارد و به همین دلیل کشوری مثل ترکیه بنا به دلایل سیاسی و فرهنگی الفبای خود را از عربی به رومیایی تغییر می‌دهد در حالی‌که زبان رسمی آن همچنان ترکی باقی می‌ماند.
4- ما هنگام صحبت‌کردن حروف الفبا را تلفظ می‌کنیم.
این باور نادرست از عدم تمایز میان حروف الفبا و واج‌های زبان ناشی می‌شود. تعداد زیادی آوای طبیعی وجود دارد که انسان‌ها به‌طور بالقوه توانایی تولید همه آنها را دارند و کودک بنا بر محیطی که در آن زبان را فرامی‌گیرد مجموعه‌ای از این آواها را به‌عنوان واج‌های زبان خود برمی‌گزیند. هیچ کودکی هنگامی که برای نخستین‌بار واژه «مامان» یا «بابا» را تلفظ می‌کند تصویری از صورت نوشتاری این آواها ندارد. برای او این آواها تصوری کاملا ذهنی از یکسری اصوات هستند که با تصویر ذهنی دیگری از یک مفهوم پیوند می‌خورند و نشانه زبانی را به‌وجود می‌آورند. نگاهی به الفبای زبان فارسی نشان می‌دهد که برای یک واج خاص مانند / ز/ از چهارحرف متفاوت استفاده می‌شود (ز، ض، ظ، ذ). اگر زبانی فاقد یک واج باشد تلفظ آن واج برای گویشوران آن زبان غیرممکن نیست.
5- تعداد واج‌های بیشتر یک زبان عامل برتری آن زبان است.
حتی اگر این گزاره درست بود، در مورد زبان‌های فارسی و عربی صدق نمی‌کرد، چون تعداد واج‌های این دو زبان (نه حروف الفبایشان) تقریبا یکسان است. زبان‌های زیادی وجود دارند که با وجود استفاده از واج‌های بیشتر، از تاثیرگذاری فرهنگی کمتری برخوردار هستند.
6- اعراب با زبان فارسی دچار مشکل هستند.
هر چقدر عموم فارسی‌زبانان در تلفظ واژه‌های بیگانه احساس مشقت و سختی می‌کنند دوستان عرب‌زبان ما هم هنگام تلفظ کلمات فارسی دچار مشکل می‌شوند. «کریشتیینو غونَلدوُ» تلفظ تقریبی نام «کریستیانو رونالدو» در زبان پرتغالی است ولی همه ایرانی‌ها نام او را متناسب با نظام آوایی زبان فارسی تلفظ می‌کنند. از همه اینها گذشته واج‌های /پ/، /چ/، /ژ/، /گ/ در زبان عربی عامیانه و حتی در بعضی کشورها در عربی رسمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مثلا در کشور قطر واج /ق/ گاهی اوقات /گ/ تلفظ می‌شود؛ بنابراین آنها اساسا با /گ/ مشکلی ندارند که بخواهند آن را حل کنند.
* دانشجوی کارشناسی‌ارشد زبان‌شناسی (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)

دیدگاه‌ها(۰)