۱۳۹۶ جمعه ۳۱ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۵۹۸ - ۱۳۹۵ پنج شنبه ۱۳ خرداد
رسانه، روابط‌عمومی و قدرت سازمانی
سیدعلی موسوی‌مقدم

روابط‌عمومی‌ها بخش لاینفک سازمان‌ها و ساختارها بوده‌اند و ارتباط آنها به واسطه اصلی‌ترین بخش کاری‌شان که مربوط به تنظیم روابط رسانه‌ها با سازمان است، نقشی فاخر برای آنان درون ساختارها ایجاد کرده است.
این نقش باعث نفوذ بسیار زیاد روابط‌ عمومی در بین دیگر اجزای ساختار سازمان‌ها شده است و انبوهی از اطلاعات را در یک نقطه از آن متمرکز می‌کند که به این موضوع از زوایای مختلف می‌توان نگریست. چراکه همین نقش است که مدیران روابط‌عمومی‌ها را غالبا دارای اطلاعات کامل و دقیق از اجزای مختلف ساختارشان کرده و باعث شده است داده‌های فراوانی در اختیار داشته باشند.
رسانه نیز به خاطر ضریب نفوذش در اطلاع‌رسانی، نقشی قابل‌توجه برای ساختارهای سازمانی دارد و برایشان جایگاه ویژه‌ای در بین مدیران سازمان‌ها ایجاد کرده است. بی‌تردید انتشار فعالیت‌های یک ساختار سازمانی در رسانه‌ها، در تثبیت، پیشرفت و پویایی آن، تأثیری غیرقابل‌انکار دارد. بنابراین رابطه میان سازمان و رسانه بسیار مهم است و بر همین اساس، روابط‌عمومی که تسهیلگر این رابطه است، نقشی دوچندان پیدا می‌کند؛ اینجا دقیقا نقطه‌ای است که موضوع بحث این یادداشت است؛ اینکه چه رابطه‌ای باید میان سازمان و رسانه وجود داشته باشد؟ روابط‌عمومی چه اثری بر سازمان و چه اثری بر رسانه دارد؟
برای پاسخ به این پرسش‌ها باید به اصل استقلال حرفه‌ای در بین رسانه‌ها اشاره کرد. آنچه باعث شکل‌گیری چرخه اطلاع‌رسانی صحیح می‌شود، تنظیم رابطه ساختار سازمانی با رسانه‌ها با حفظ استقلال رسانه‌ای است. غفلت از این امر در سطح جامعه، باعث پیامدهایی می‌شود که قدرت‌گرفتن بیش‌ازحد سازمان‌ها و روابط‌عمومی‌ها یکی از آنهاست؛ چراکه این مؤلفه تأثیرات چشمگیر و مشخصی را در چرخه اطلاع‌رسانی ایجاد می‌کند.
درواقع، تعریف چندوجهی قدرت مورد بحث نیست بلکه ورود اشتباه این مؤلفه در چرخه اطلاع‌رسانی است که می‌تواند چرخه آن را کاملا معیوب کند. به‌عنوان مثال، واردشدن قدرت به چرخه اطلاع‌رسانی، باعث کاسته‌شدن استقلال رسانه‌ها می‌شود و آنها را در حالات انفعال یا مجیزگو قرار می‌دهد. این موضوع و موضوعاتی از این دست، اثراتی مستقیم بر مخاطبان رسانه‌ها خواهد گذاشت و آنان را در بلندمدت دچار عوارضی مانند سردرگمی در اطلاعات، دریافت داده‌های غلط، ازبین‌رفتن اعتماد و بدبینی مفرط خواهد کرد. با ورود قدرت به چرخه اطلاع‌رسانی، سازمان تنها آنچه را می‌شنود و می‌بیند که علاقه‌مند به آن است. در حقیقت، یافته‌های ساختار سازمانی نیز به اندازه مخاطبان، دچار نشانه‌های اشتباه می‌شود و این امر آن را در مرحله بازخورد‌گیری دچار اشتباه و سردرگمی می‌کند.
شاید بتوان گفت این دو روی سکه چرخه اطلاع‌رسانی معیوب است که وقتی به هوا پرتاب می‌شود، شیر یا خط آن، هر دو باعث زوال و نابودی می‌شود؛ از یک سو، رسانه‌ها معیوب شده و استقلال خود را از دست داده‌اند و از سویی دیگر، مدیران اشتباهات و ایرادات سازمان خود را نمی‌توانند پیدا کنند. در حقیقت، فرایندی که باید نقشی مثبت و فعال در رشد و توسعه جامعه داشته باشد، تبدیل به فرایندی می‌شود که به ایجاد ضعف و انحطاط در جامعه منجر خواهد شد.
این در حالی است که اگر چرخه اطلاعات صحیح باشد، سازمان‌ها می‌توانند اهداف، برنامه‌ها و استراتژی‌های خود را ارزیابی کنند و در مرحله‌ای جدید از آنان برای بهبود ساختار خود بهره‌مند شوند. مزیت دیگر این است که ساختار سازمانی درست، منظم کار می‌کند و باعث رشد برند مدیران آن سازمان می‌شود و این مهم در جامعه، شایسته‌سالاری را رواج خواهد داد.
مدیری که ساختار صحیحی ایجاد کرده است، سیستم منظم با کارایی بالایی خواهد داشت؛ پس شایستگی پیشرفت را دارد و بهادادن به این پیشرفت، خود عین شایسته‌سالاری خواهد بود. از زاویه‌ای دیگر، می‌توان گفت که چرخه صحیح اطلاع‌رسانی باعث حفظ استقلال رسانه‌ها می‌شود و مخاطبان با داده‌ها و داشته‌هایی دقیق همراه خواهند بود و این موضوع باعث ایجاد اعتماد همگانی در جامعه نیز می‌شود؛ اعتمادی که می‌تواند در کنار توسعه پایدار در جامعه، در بزنگاه‌های انتخاب اثرگذار باشد و از انفعال دائمی خارج شود و در واقع، این موارد تنها بخشی از فواید چرخه اطلاع‌رسانی صحیح است.
آنچه مسلم است این است که اختلال در چرخه اطلاع‌رسانی، بازار شایعات را روزبه‌روز داغ‌تر و فضایی ایجاد می‌کند که در آن، اخبار صحیح جای خود را به داده‌های هیجانی می‌دهد و فضا از اطلاعات صحیح تهی می‌شود؛ این زنگ خطری است در عصری که قدرت به معنای مدیریت و حکمرانی بر اطلاعات است.

 


دیدگاه‌ها(۰)