۱۳۹۶ پنج شنبه ۳۰ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۱۱ - ۱۳۹۶ شنبه ۲۴ تير
نوبت عاشقی

فرشید محمدی: خانم نرگس کلباسی، در چند سال سکونت در  سرزمین هند، با هر آنچه که از  زندگی و معنی آن می‌فهمید و با نیتی که در دل داشت، سرپرستی و حمایت از کودکان بی سرپرست و آسیب دیده را  برعهده گرفت و با وجود مخالفت‌ها و  مزاحمت‌های باندهای سوء استفاده از کودکان، در آن شهر حاشیه‌ای و کم نام و نشان، شروع به ساخت منازلی برای آنان کرد. بماند که چه آمد و شدی مابین کانادا و هند را تجربه کرد تا هزینه ساخت سرپناه کودکانی را  که دوست داشت تأمین کند و  به تدریج که هدف و برنامه‌اش عملی‌تر شد و مردم محلی نیز وی را بالاخره پذیرفتند، اما با توطئه‌های افرادی رو به رو شد که از ناآگاهی و بی‌تفاوتی  و مشغولیت مردم هند به روزمره گی دنیا، به نفع خودشان سوء استفاده می‌کردند. مردمی که مهاتما گاندی را در کنار خود تجربه کرده‌اند چرا باید در چنین شرایط نابسامانی در کنار هم زندگی را تجربه کنند؟ گاندی که خود نماد عشق به تمام انسانیت بود و جامعه پر جمعیت و متنوع از هر لحاظ هندوستان را دارای شرایطی می‌دانست که اگر همچون وقایع دوران استقلال هند از انگلیس، با هم و در کنار یکدیگر به درک مشترکی از زیستن شان در هند و جامعه جهانی برسند. هرگونه بحران، نابسامانی و رنجی را چه در کشورشان و چه در دنیا تغییر خواهند داد. شاید تغییر و اصلاح در ابتدا سخت به نظر برسد اما به محض برداشتن اولین گام و اقدام قاطع، هر تغییری شدنی است.
خانم کلباسی، نمونه عاشقانی است که امتحان ورود  به فراسوی زیستن کنونی را تا حدی از سرگذرانده و چنانکه در تصاویر مشهود است، ارتباط مابین  ایشان و جامعه کودکان هند قابل تأمل و تعمق است و باید آنقدر پیرامون چنین موضوعاتی نوشت که به نحوی در همه جوامع بشری اپیدمی شود و اینگونه جاها نیز بتوان تغییرات بزرگ انسانی حاصل کرد.
عاشقانی چون خانم کلباسی بدانند بنا به گفته خواجه حافظ شیرازی، عشق در ابتدا مسیر پرخونی را سپری می‌کند تا زمانی که اهلش را از نا اهلش جدا سازد، پس حتی اگر عده‌ای در آن شهر کم نام و نشان هندوستان، اتهام قتل کودکی را به او نسبت دادند و او را در مخمصه‌ای گرفتار کردند که بنا به خواست خدا از همه طرف توجهات و امکانات به سمتش جلب شده و او را به ایران بازگرداند. لذا مرحله خروج از قیف ابتدایی مسیر عاشقی را نه خانم کلباسی، بلکه نباید همه انسان‌ها نیز ساده و سطحی به این مقوله بنگرند. چون بعد از پروسه پر از مشکل و رنج و دردی که انسان طالب عاشقی طی می‌کند، لحظه حساسی اتفاق می افتد که بر اساس آن فرد نباید رهایی  از گرداب رنج های اطرافش را که در ظاهر، دیگران ادعای انجام دادنش را دارند و خود را به عنوان فاعل بی چون چرای حلال مشکلات و گرفتاری های چنین افرادی عنوان می کنند؛ از جانب غیر خدا بفهمد و بر زبان آورد و اگر چنین کند جز نصیب و بهره ذهنی از عشق، اجازه بهره روحی و ازلی و ابدی را که انتظار وجودش را می‌کشد، به دست نخواهد آورد و اگر خانم کلباسی کارش را تمام شده بداند و  به قول عده‌ای که می گویند شاید خدا خواسته بر او اتمام حجت کند که کارش تمام شده و به نمونه‌ها و افراد رنج دیده داخلی توجه کند، درحالی که عشق همچون خورشید است و شرط تحقق تابندگی تمام عیارش بر عالم و آدم  این است که فرد خودش در ابتدا آزمون سوختن و در  واقع فنای عین بقا را تجربه کند و از سر بگذارند تا سپس عین خورشید، عاشقانه بنا به حکمت خداوند، هستی بخش همه انسان‌ها و اجزا و ابعاد عالم باشد و در این لحظه و برهه زمانی، خانم کلباسی، سوختن خودش را به طور کامل تجربه نکرده و بنا به اطلاعات موثق از متن صریح کتاب آسمانی قرآن و نیز تجارب و دریافت‌هایی که  از زندگی پیامبران الهی سراغ داریم و حتی اولیای بزرگوار که در هر نسلی حضور داشته اند،  ایشان مناسک حج را وجودا تجربه کرده‌اند و بایستی در خود تعمق و تفکر کنند که به درک چنین معرفتی نائل گردند که بر این اساس حقیقت را در وجود خویش بیابند تا در زمان درستش مراسم حج رایج در دنیا را نیز تجربه کنند.
خانم کلباسی و انسان هایی چون ایشان کارشان تمام نشده و نبایستی آن جمع کودکانه همنوعانش را بنا به تعابیر ذهنی  شبه حقیقیت گرایانه عده‌ای رها کند. بلکه از طرق مختلف، آنچه را که خواهان تحقق‌اش برای بچه های همنوع هندی اش بوده به عنوان یک مطالبه عمومی و جهانی مطرح سازد.خانم نرگس کلباسی و کسانی که همچون ایشان، خداوند با آن‌ها لطف کرده و فرصت ورود به عالم معنا و در حقیقت عاشقی را برایشان تدارک دیده، باید در این لحظه کارشان را تمام شده ندانند و به امید پروردگار هستی راهی را که طی کرده‌اند به جایی برسانند که جریان ساز و الگوساز زندگی دیگران در علم و در عمل باشد . خانم کلباسی !  در کشور هندوستان هم کسانی هستند که به دستگیری از همنوعان خود تحت هر شرایطی مشغول می باشند و افراد متمول و مشهور در همه ابعاد زندگی و علوم رایج در دنیا حضور دارند که با رسانه‌ای کردن حضور و عملکرد شما می‌توانند الهام بگیرند و با انگیزه مثبت از سرگذشت شما به خدمت صادقانه یا در حد فهم و توان موجودشان به دیگران بپردازند. 
ای کاش سرگذشت و عکس‌ها و نوشته‌های مدت زمان حضور و فعالیت‌تان در آن شهر هندوستان در شبکه‌های مجازی را به اشتراک بگذارید و خصوصا به مردم هندوستان در هر تخصص و مهارت و میزان سرمایه‌ای که دارند اعلام کنید نقش حقیقی و موجود تک تک‌شان را در دستیگیری کودکانی که شما تحت حمایت خود قرارداده‌اید نادیده نگیرند و با کمک چهره‌های مشهور و سرشناس جامعه هند، از بازیگران سرشناس تا عالمان و اندیشمندان و سیاست مداران و صاحبان سرمایه را برانگیزانید تا همه با هم و در کنار هم، هر طور که دوست داریم و می‌توانیم به همنوعان بیشتر آسیب دیده از هر نظر، کمک کنیم تا همه از زیستن در جهان لذت ببریم.
 چرا که سرنوشت و عملکرد تک تک ما انسان ها در مسیر زندگی‌مان  موثر و کارآمد خواهد بود. چون عاشق رشد و تعالی و کیفیت بهتر برای تک تک شما انسانها هستم نمی توانم رهایتان کنم و بی‌تفاوت باشم.

 


دیدگاه‌ها(۰)