۱۳۹۶ سه شنبه ۳۱ مرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۳۱ - ۱۳۹۶ سه شنبه ۱۷ مرداد
سازي كه همچنان پشت ميله‌ها مي‌نوازد

شهريار کریمی: اکنون پس از گذشت 15 ماه از زمانی که ویژه نامه شرق کرمانشاه نخسین گزارش در خصوص «جواد» زندانی محکوم‌به قصاص مبنی بر درخواست کمک از هم‌وطنان برای تهیه وجه دیه مقتول را نوشت می‌گذرد. با اعلان ویژه‌نامه شرق کرمانشاه و در پی انتشار گزارش در روزنامه سراسری شرق، با تلاش مردم نیکوکار کشور، هنرمندان و گروه‌های خیریه، وجه دیه 400 میلیون تومانی جواد هنرمند نوازنده قصرشیرینی تهیه شد.
«جواد» زندانی متهم به قتل، شهریور سال 90 در پی درگیری‌ای که برادرش با «محمد» داشت، وارد ماجرا شد. بر اساس دادنامه، او پس از آن‌که متوجه درگیری محمد با برادرش شد، خود را به محل درگیری می‌رساند و محمد که متوجه وخامت اوضاع شد از محل درگیری فرار می‌کند. جواد در دفاع از برادرش و برای ترساندن محمد او را تعقیب می‌کند و محمد پا به فرار می‌گذارد اما حین فرار و بالا رفتن از یک تپه سنگی که در نزدیکی محل درگیری قرار دارد پایش لیز می‌خورد و از تپه سنگی سقوط می‌کند. ارتفاع این تپه آن‌چنان‌که باید زیاد نبود اما برخورد سر محمد به یک سنگ موجب می‌شود ضربه اساسی به جمجه او وارد شود. در این هنگام جواد به محمد می‌رسد و او را از برخورد و دعوای مجدد با برادرش منع می‌کند. محمد در پاسخ او ناله‌ای می‌کند و به جواد اطمینان می‌دهد دیگر به او و خانواده‌اش نزدیک نخواهد شد. این درگیری ساعت حدود دو بعدازظهر انجام شد. حدود ساعت هشت شب جواد پر از آشوب می‌شود و قیافه خون‌آلود محمد مدام ذهن او را درگیر می‌کند، به همین دلیل تصمیم می‌گیرد به محل درگیری بازگردد و از حال محمد خبری بگیرد، اما زمانی که به محل درگیری می‌رسد متوجه می‌شود او بعد از سقوط از تپه سنگی جان خود را ازدست‌داده است. جواد با دیدن جسد محمد دچار وحشت می‌شود و از محل حادثه فرار می‌کند. پس‌ازاین حادثه جواد دچار وحشت و افسردگی شدید می‌شود و به مدت دو هفته با هیچ‌کس صحبت نمی‌کند. پس‌ازآن به دلیل پیگیری خانواده مقتول، موضوع درگیری فرزندشان با جواد در نزدیکی بازارچه پرویزخان لو می‌رود و مأموران اداره آگاهی قصر شیرین جواد را دستگیر می‌کنند و جواد به درگیری خود با محمد اعتراف می‌کند اما منکر هرگونه ضرب و شتم مستقیم با مقتول می‌شود. جواد در بازجویی‌ها ادعا می‌کند فقط مقتول را تعقیب کرد و مقتول هنگام فرار از یک تپه نزدیک بازارچه بالا رفت و سپس سقوط کرد و پس از سقوط هم مدتی باهم صحبت کرد و مقتول به او قول داد دیگر به افراد خانواده‌اش نزدیک نشود. این ادعای جواد پس از بررسی توسط پزشکی قانونی تأیید شد. پزشکی قانونی در گزارش‌های خود به دادگاه اعلام کرد که اثرات ضرب‌وجرح در جسد محمد مشاهده نمی‌شود. با تلاش وکیل جواد ثابت می‌شود متهم قصد قتل محمد را نداشته و محمد به‌صورت غیر عمد کشته‌شده است؛ اما پافشاری خانواده مقتول در اقدام به قتل عمد جواد، تکلیف این پرونده را به مراسم قسامه می‌سپارد و خانواده مقتول با احضار 52 نفر از اقوام نزدیک خود به دادگاه و ذکر قسم و شهادت مبنی بر این‌که آن‌ها یقین دارند متهم پرونده با اقدام به قتل مستقیم موجبات قتل محمد را فراهم کرده است، پرونده جواد محکوم‌به اعدام می‌شود. جواد هم‌اینک در زندان دیزل آباد کرمانشاه به سر می‌برد. او که هنرمندی مستعد در زمینه نوازندگی و خوانندگی است در امور فرهنگی زندان فعالیت و برای زندانیان کلاس‌های آموزشی موسیقی برگزار می‌کند. پیش‌ازاین «حیدری» مسئول سابق امور فرهنگی زندانیان درباره جواد گفته بود:­ «او هنرمند اخلاق‌مداری است و در مدتی که در زندان بوده، از واحدهای مختلف زندان که با آن‌ها همکاری نزدیک داشته، گواهی حسن اخلاق گرفته است. او واقعاً مستحق کمک است و امیدوارم شرایطی فراهم شود که او از زندان آزاد شود.» پس از رایزنی‌های  ریش‌سفیدان دو طایفه، بخصوص اعضای فعال شورای حل اختلاف ویژه صلح و سازش قتل استان، خانواده مقتول اعلام کردند در صورت پرداخت مبلغ چهارصد میلیون تومان از اجرای حکم قصاص منصرف خواهند شد اما وضعیت مالی نامناسب خانواده جواد پاسخگوی این خواسته آن‌ها نبود تا این‌که بااطلاع رسانی‌های روزنامه شرق مبلغ دیه درخواستی توسط خیرین کرمانشاه، کردستان و تهران تهیه شد. برادر این زندانی در خصوص چگونگی تهیه مبلغ دیه به شرق گفت: «خانواده ما برای تهیه این پول اول امیدش به خدا بود و بعد هموطنان نيكوكار. اگر روزنامه شرق پیگیر کار جواد نبود ما هم نمی‌توانستیم برای جواد کاری انجام دهیم. به کمک اقوام و آشنایان و با فروش ماشین و لوازم خانه توانستیم مبلغ دویست میلیون تومان تهیه کنیم. کسبه نیکوکار دیزل آباد کرمانشاه هم در یک گل‌ریزان صد میلیون برای آزادی جواد جمع‌آوری کردند و صد میلیون آخر بااطلاع رسانی روزنامه شرق و گروه‌های خیری که با این روزنامه در ارتباط هستند جمع‌آوری شد.» برادر این زندانی مهارت و استادی برادرش در نوازندگی و همچنین صدای دل‌نشین برادرش را عامل مهم جمع‌آوری کمک‌های مردمی اعلام کرد.
با توجه به جمع‌آوری مبلغ درخواستی خانواده مقتول انتظار می‌رفت روند آزادسازی این زندانی به‌سرعت پیش برود، اما متأسفانه این روند تا به این لحظه با مشکل مواجه شده است. با این‌ وجود شورای حل اختلاف استان و همچنین گروه‌های خیریه‌ای که برای آزادی جواد تا این لحظه همکاری کرده‌اند، همچنان در حال مذاکره با اولیای دم مقتول هستند. افسون علیمرادیان یکی از اعضای گروه خیریه «یاران نجات» به شرق گفت: «درصورتی‌که نتوانيم با همين مبلغ 400 ميليون تومان رضايت بگيريم این گروه در تصمیمی عاقلانه یا وجه اهدایی مردم را به‌حساب آن‌ها بازمی‌گرداند و یا با مشورت هیات امنا با همین مبلغ موجبات آزادی چند زندانی دیگر را فراهم می‌کند. البته اولویت اصلی ما نجات جواد است که خیرین باهنر او ارتباط برقرار کرده‌اند و منتظر خبر آزادی او هستند. امیدوارم خانواده مقتول به عهد خود وفا کنند و این مهم که آزادی جواد است محقق شود.»
جواد هم‌اکنون در ندامتگاه دیزل آباد کرمانشاه چشم‌انتظار رضایت خانواده مقتول است و روزهای پرالتهابی را سپری می‌کند. برای جویا شدن از وضعیت او خبرنگار شرق گفتگویی با او انجام داده که توجه شمارا به آن جلب می‌کنیم:
خبر تهیه مبلغ دیه مقتول را شنیدی؟
بله هم خبر جور شدن دیه را شنیدم و هم خبر  منصرف شدن خانواده مقتول از رضايت را.
خوب در مقابل این دو خبر چه احساسی داری؟ فکر می‌کنی اوضاع تغییر کند و خانواده مقتول رضایت بدهند؟
خوب هرکسی جای من باشد از شنیدن خبر جور شدن وجه دیه خوشحال می‌شود. از شدت خوشحالی بغضم ترکید و در تنهایی گریه کردم. فهمیدم که مردم باورم کردند. همین‌که مردم باور کردند من مقتول را به‌طور عمد نکشتم برایم کافی است. ولی از شنیدن خبر دوم ناراحت شدم. به خاطر اینکه شاید خانواده مقتول ندانند که من در این هفت سال چه زجری کشیدم.اما چیزی که الآن بیشتر زجرم می‌دهد این است که شرمنده تلاش محبت‌آمیز مردم عزیز استان و کشورم هستم. این مردم بهترین‌اند؛ و من از آن‌ها تشکر می‌کنم. به خدا الآن اگر اعدام هم شوم دیگر ناراحت نیستم. چون تلاش مردم کشورم را برای آزادیم دیدم و مطمئنم که مردم حرفم را قبول کرده‌اند که من قاتل نیستم.
چرا از اعدام و مردن حرف می‌زنی حالا که خدا خیرین را به کمکت فرستاده؟
چون دیگر واقعاً کم آورده‌ام. هرچند مردان بزرگی در زندان هستند که جایشان اینجا نیست و زندان برای اهل فکر دانشگاه بزرگی هست. ولی جای من اینجا نیست. دوست دارم بیرون باشم. محبت مردم را با اجرای کنسرت جبران کنم.
خیلی از خیرینی که برای آزادیت تلاش کردند می‌خواهند یک جمله دلگرم‌کننده از تو بشنوند. برای آن‌ها که برای فراهم کردن وجه دیه بی‌وقفه تلاش کردند چه صحبتی داری؟
من ابتدا برای آن‌ها با سازم صحبت می‌کنم. بانوای تنبورم سلام گرمم را می‌رسانم و با صدایم جواب سلامشان را می‌دهم. هر آنچه زندان از من باقی گذاشته متعلق به مردم است. من دوستشان دارم چون از رنگ خدا هستند.

 


دیدگاه‌ها(۰)