۱۳۹۶ سه شنبه ۳۱ مرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۳۱ - ۱۳۹۶ سه شنبه ۱۷ مرداد
انتظار هنرمندان كرمانشاهي از دولت دوازدهم

سحر رنجبر: بی‌شک در هیچ دوره‌ای از تاریخ، هنرمند جدای از فضای سیاسی جامعه‌اش تعریف نشده است. همانطور که «آلن بدیو» فیلسوف معاصر فرانسوی، معتقد است سیاست به صورت هستی شناختی در هنر وجود دارد و ذات هنر سیاسی است، «ژاک رانسیر» دیگر فیلسوف هم‌وطن او نیز بر این باور است که سیاست تنها با برهم زدن تقسیم هندسی مکان و زمان محقق می‌شود، که در واقع ادامه همان ایده سیاست به مثابه هنر و هنر به مثابه سیاست «بدیو» می‌باشد. در آستانه تغییر دولت و آغاز به کار دولت دوازدهم، هنرمندان حوزه‌های ادبیات، فلسفه، سینما، عکاسی، موسیقی، تئاتر و ... انتظارات خود را عنوان کردند تا تاییدی باشد بر این امر که در پی تغییر دولت، هنرمند نسبت به وضعیت موجود، واکنش نشان می‌دهد و انتظارات و توقعاتی را طلب می‌کند.ادبیاتی‌ها همیشه پرچم‌دار جریانات سیاسی و اجتماعی بوده‌اند؛ بیشترین واکنش‌ها را نسبت به اوضاع و تغییر وضعیت داشته‌اند و مطالباتشان را همیشه بی‌پرده گفته‌اند.
ما همین گوشه کناریم!
«علی‌نجات غلامی» مترجم متون فلسفی، نویسنده کتاب و مقالات ادبی و فلسفی، بحث خود را این‌طور آغاز می‌کند: « برخلاف بسیاری از دیگر اهالی فلسفه باور دارم که دولت‌ها و فقط پنج درصد نقش مثبت -ولو بخواهند- در جهت تقرر خیر در زمین ایفاء می‌کنند و مابقی را جان‌های شریف و آزادی از دل خود مردم انجام می‌دهند. کاری که دهخدا برای ایران کرد را صدها دولت ولو ایده‌آل هم انجام نخواهند داد. پس گله و نقدم را ترجیح می‌دهم در جهت روشنگری، بیشتر از خود مردم کنم تا دولت‌ها که نهایتاً ولو خوب هم باشند، نقش چندانی در آینده‌ نیک برای فرزندان حوا نخواهند داشت. به هر حال دولت دوازدهم خودشان باید تاریخ اصلاحات را با دقت مطالعه کنند و دریابند در کجای سلسله‌ حوادث، قرار و قوام گرفته‌اند و آنگاه معنای خواست‌ها و انتظارات و مطالبات و نیز پی‌آیند نحوه‌های مواجهه با آن‌ها را ارزیابی کنند. و به این پرسش فکر کنند که آیا واقعاً بزرگان اصلاحات که با یک پیغام، بیست و چهار میلیون رأی گرد می‌آورد یا جوانان رنج‌کشیده‌ گمنامی که هنوز اندک وجاهتی در دل اجتماع دارند و اجماعی نانوشته می‌کنند که هنوز رأی دادن بهتر از رأی ندادن است و بسیار مجروح زخم زبان همدردانی می‌شوند که باور‌شان را از دست داده‌اند؟ امید است این پرسشی هدایتگر باشد که تاریخی تکرار نشود. این دولت هرچه درباب معنای رأیی که آورده است دقیق و واقع‌گراتر باشد از مخاطرات بیشتری در امان خواهد بود. نفس این رأی، مطالبه است. تمام مطالبات راستین با تحلیل تاریخ قوام این آراء قابل استخراج است. مانور دادن در یک بازی سرگرمی‌وار با طیف رقیب با این آراء در عرصه‌ رسانه‌ها بدون فهم معنای‌شان و وجه واقعی و تاریخی و ایده‌هایی که این تاریخ بر آن‌ها متکی بوده است منتهی به یک رفتار غير‌سیاسی خواهد شد.  ظاهراً هنوز دولت سرگرم تک و پاتک در خبرسازی‌هاست. اگر ان‌شاءالله از این بازی فارغ شد و خواست واقعاً دیالوگی کند و نقدی - نه بر اکشن‌ها و فاکت‌ها و اخبار، بلکه بر ایده‌های هدایتگرش در اقتصاد و مدیریت و دیپلماسی و غیره و غیره - بشنود و تأملی کند، ما همین گوشه‌کناریم».
 قدردانی از فرهنگ و هنر
«وحید رنجبر» نویسنده کتاب «دستور زبان کردی» خیلی کوتاه می‌گوید: « راستش فهرست بلندبالایی از مطالبات صنفی و غیرصنفی از بیمه، بازنشستگی، تسهیلات و ... نوشته بودم ولی هیچ کدام را مطرح نمی‌کنم. به نظرم همین که در این مملکت فرهنگ و هنر قدر دانسته شود و دولت دوازدهم جلوی هر کسی که به خودش جرأت می‌دهد که سد راه فعالیت‌های فرهنگی و هنری شود بایستد، بزرگ‌ترین کار را کرده است».
ادبیات کردی و دغدغه‌هایی ناشی از آن
«سید قاسم ارژنگ» شاعر لک زبان، لیستی از انتظاراتش را برایمان بازگو می‌کند: « اجازه چاپ روزنامه‌ها و مجلات فرهنگی و ادبی گوناگون، پرداخت چاپ کتاب‌ها، کوتاه کردن دیوار سانسور، اجازه و پرداخت مراسم نقد و معرفی آثار نویسندگان، اجرا برنامه‌هایی فرهنگی و ادبی با گویش لکی و گوران، رفع تبعیض بین اقوام در سیماي استان کرمانشاه، گفت‌گوهای بیشتر با مردم در خصوص قرائت پاچا ( قصه و داستان‌های شفاهی مردم) که بخش عمده حافظه تاریخی مردمان زاگرس‌نشین است. چاپ داستان‌های بومی با زبان و گویش همین مردم، آموزش زبان کردی با گویش‌های مختلف، گفت‌و‌گو با صاحبان قلم و نظر در برنامه زنده در سیما و رادیو، اجرای موسیقی‌های بزمی و رزمی، سوگ‌خوانی‌ها و موسیقی‌های آیینی و اسطوره‌ای».
مسائل مهم را از ما بخواهید!
«کریم کریم‌پور» نویسنده کتاب‌ها و فرهنگ‌های کردی از جمله فرهنگ «خورهلات» خود را در حاشیه می‌بیند و بر این باور است که: « در زمینه کلاس و تدریس زبان کردی هیچ بهایی به کردهای کلهر کرمانشاه داده نمی‌شود. در رادیو و تلویزیون آنطور که بخواهید مطالب جدی نیست. بیشتر طنز و برای سرگرمی است. انگار ادبیات و فولکلور کردی تنها قسمت مهمش طنز است. عملا هر کس به گونه‌ای در حاشیه قرار دارد. من به عنوان یک ایرانی و کسی که سال‌ها در زمینه ادبیات کردی و فولکلور کار کرده خواهشم از دولت دوازهم این است که گره‌های کور و مسایل مهم را از ما بخواهید، این ما هستیم که حرف‌هایی برای گفتن داریم».
کاری به کارمان نداشته باشید!
«بابک دولتی» غزل‌سرایی است که با تاکید اینکه نظرش کاملا شخصی است می‌گوید: « می‌توانستم بگویم خیلی توقع دارم، بگویم اگر از تهاجم فرهنگی هراس دارید باید فرهنگ داخل تقویت شود. چرا نویسنده‌های ایران مثل نویسنده‌های فرانسه امنیت شغلی ندارند؟ چرا یک شاعر برای نشر آثار بیمه، مسکن و... باید مشکل داشته باشد؟ می‌دانم بقیه دوستان لیست‌های بلندبالایی از خواسته‌های مشترک را خواهند گفت اما من از این موارد حرف نمیزنم. خواسته من به عنوان یک شاعر مستقل این است: اگر با هم روبرو شدیم رفتارتان محترمانه باشد، اگر با هم روبرو نشدیم کاری به کارمان نداشته باشید».در حوزه ادبیات کرمانشاه، چهره‌های جوانی هستند که برای نیل به هدف مخصوص خود، از پا گذاشتن در این حوزه، مطالباتی از دولت دوازدهم دارند.
رئیس جمهور باید چهره کاملا فرهنگی داشته باشد!
«صابر شریفی» شاعر مجموعه شعر «جزا» از مجلس، کابینه و وزیر ارشاد می‌گوید: « امیدوارم رئیس‌جمهور چهره کاملا فرهنگی داشته باشد و وجه اقتصادی و سیاسی وی غالب بر وجه فرهنگی نباشد، بلکه یک چهره فرهنگی باشد که در سیاست و اقتصاد نیز دست دارد. این یک فاجعه است که در خانه ملت تمام تلاش نویسندگان ورود به کمیسیون بودجه،‌ اقتصادی و سیاست خارجی است و کمیسیون فرهنگی کمترین درخواست برای ورود را دارد‌. فرهنگ به واقع مهم‌تر از اقتصاد و سیاست است و اگر ما در سیاست و اقتصاد ضعف داریم، به دلیل حذف زیرساخت‌های فرهنگی است؛ چراکه هرمی را وارونه و از روی رأس آن نگه داشته‌ایم در صورتی‌که قاعده و زیر ساخت آن را نادیده گرفته‌ایم. دولت‌های پیشین تقریبا همگی با مقوله فرهنگ بیگانه بوده‌اند، ‌برخی تنها در شعر و شعار به فرهنگ توجه کرده‌اند. من معتقد هستم که وزیر فرهنگ و ارشاد باید نخستین و پراهمیت‌ترین وزیر کابینه باشد و فرهنگ زمینه‌ساز فضاهای دیگر باشد. اما متاسفانه آن‌چنان که باید تاکنون به حوزه فرهنگ توجه نشده است. ای کاش وزیر ارشاد دولت دوازدهم دغدغه‌های اهل هنر و اهل فرهنگ را تعریف و مشکلات این قشر را برطرف کند‌ و زمینه‌ای فراهم شود تا هنرمندان از این شرايطي که بدان گرفتار شده اند،‌ بیرون بیایند. در دولت آینده نباید یک هنرمند سطحی دیده شود و از هنرمندان اصلی غافل شویم بلکه باید شاعر و نویسنده واقعی شناخته شده و ارزش آنان در جامعه به مردم نشان داده شود. حتی می‌توان ترتیبی اتخاذ کرد تا چهره‌های فرهنگی که از حکمت و دانش بهره کافی برده‌اند،‌ در مجلس و در کابینه دولت حضور داشته باشند. چرا نباید هنرمندان این مملکت از کوچک‌ترین حق خود یعنی بیمه تامین اجتماعی برخوردار باشند کسانی که آیندگان این مملکت را تربیت می‌کنند».
هنر را به حال خود بگذاریم!
«احسان نجفی» شاعر مجموعه شعر «سخمه نارنجی» معتقد است که « هنر را باید به حال خودش گذاشت، وظیفه دولت‌ها تنها فراهم کردن زیرساخت‌هاست، اشتباه دولت‌ها این است که قضاوتی را که جامعه باید درباره هنر انجام بدهد به چند نفر واگذار می‌کنند، یعنی به جای آنکه از طریق اموزش سطح سلیقه مخاطب را بالا ببرند و او را برای تشخیص هنر از غیر هنر آماده کنند، با تشکیل شوراهایی چند نفره به عنوان بررس، بخشهایی از تراوشات ذهنی هنرمند را سانسور می‌کنند، شوراهایی که خود برخاسته از همین نظام آموزشی‌‌اند، نظام آموزشی‌ای که نه تنها لذت بردن از زیبایی‌ها را نمی‌آموزد که گاها دانش‌‌آموز را از مباحث هنری فراری می‌دهد. کدام یک از کتاب‌های ادبیات دوران مدرسه می‌توانند ما را به شعر و داستان علاقه‌مند کنند، انتخاب اشعار و داستان‌هایی با چارچوب‌های مدنظر دولت‌ها از شاعران و نویسندگانی که در آثارشان پرسش‌گری کمتری به چشم می‌خورد و حذف چهره‌های شاخص ادبیات معاصر، آیا می‌تواند ذهن‌ها را به سوی ادبیاتی والا سوق دهد و از آن‌ها فیلتری بسازد برای جدا کردن زیبا از نازیبا؟ تقاضای من از دولت دوازدهم، فراهم کردن زیرساخت‌های آموزشی و اصلاح ساختارهای فرسوده آن است، با بها دادن به NGOها و انجمن‌های ادبی و هنری می‌توان زمینه را برای بالا بردن سلیقه عمومی مردم فراهم کرد. همچنین ایراد دیگری که به دولت‌ها وارد است این است که به فرهنگ و زبان غیر‌فارسی زبان ایران به چشم محلی نگاه می‌کنند و  طبیعتا نگریستن از این دریچه کوچک لزوم احیای آن‌ها را کم ارزش جلوه می‌دهد به طوری که سال‌هاست ما نه تنها شاهد هیچ فستیوال یا برنامه درخور توجهی در راستای کمک به حفظ زبان‌ها و فرهنگ‌های ديگر نبوده‌ایم بلکه اگر اندک رسانه‌ای هم در شهرستان‌ها وجود دارد چندان به دستگاه‌های دولتی وابسته‌اند که مجالی برای پرداختن به فرهنگ ندارند».
نقش دولت و سایر دستگاه های متولی فرهنگ چیست؟
«تئودورآدورنو» موسیقی‌شناس آلمانی، همیشه مهم‌ترین اظهارنظرهایش در جامعه موسیقی را به طبقه هواداران معطوف می‌کرد. «هادی رستمی» خواننده‌ای است که هوادارانش ما را به گفت و گو با او ترغیب کردند. او از دولت، خشکاندن ریشه معضل‌ها را طلب می‌کند: « با توجه به ورود دلالان حوزه‌های مختلف اقتصادی به حوزه موزیک و برگزاری کنسرت اوضاع موزیک کرمانشاه دچار بحران بسیار جدی شده است. با هرکدام از خوانندگان پاپ پایتخت‌نشین که بتوانند به توافق برسند اقدام به برگزاری کنسرت در چندین سانس می‌کنند و جیب مردم را خالی می‌کنند و جیب خودشان را پر. این وسط فرهنگ و هنر چه می‌شود؟ میراث اساتید بزرگمان چه می‌شود؟ نقش دولت و سایر دستگاه‌های متولی فرهنگ چیست؟ وقتی معاون فلان مدیر کل، برای مراسم دهه فجر کسی را دعوت می‌کند که برنامه اجرا کند با پول کلان، و با مخالفت و اعتراض بنده روبه رو می‌شود- که ایشان جایگاه‌شان چیز دیگری‌ست و کارشان چیز دیگر( کسب درآمد کلان از شاباش گرفتن در مراسمات عروسی و ...) و مستند از طرف اداره کل ارشاد مدرک دال بر غیر مجاز بودن ایشان عرضه می‌دارم- در جواب بنده می‌فرمایند: «هر کاری از دستت میاد کوتاهی نکن. پیش هر کس که می‌توانی برو. من دوست دارم ایشان را دعوت کنم و می‌کنم»، جواب بنده چه می‌تواند باشد؟ ایشان به کدام پشتگرمی چنین با جسارت و مطمئن با من سخن گفت؟  جز روابط تو در توی عجیب و غریب؟ دولت دوازدهم اگر بتواند ریشه چنین افتضاحاتی را بخشکاند یقینا در حوزه فرهنگ و هنر کارنامه موفقی به جا خواهد گذاشت. این یک مورد بسیار کوچک بود که به عنوان نمونه عرض کردم که مشت نمونه ی خروار است...».
تعطیلی ادارات و خدمت به مردم
«کامران رضایی» رییس انجمن سینمای جوان کرمانشاه، از عدم قرارگیری افراد متخصص در سازمان‌ها گلایه دارد و می‌گوید: « طی نزدیک به سه سال که مسئولیت انجمن سینمای جوان به عنوان یک نهاد غیر‌دولتی بر عهده من بوده، ناکارآمدی سازمان‌ها و اداراتی که عنوان فرهنگی را یدک می‌کشند بزرگترین سد و معضل در مقابل انجام امور فرهنگی بوده است. گاهی فکر می‌کنم تعطیلی این به اصطلاح ادارات، خدمت بزرگی به فرهنگ کشور است.  سیستم گزینش در این ادارات دارای مشکل اساسی است،  با وجودی‌که افراد زیادی با تحصیلات مرتبط یا پیشینه هنری مناسب در انجمن‌های مختلف با علاقه به کار مشغول هستند اما معمولا افرادی به استخدام این‌گونه ادارات در می‌آیند که نه تنها علاقه و سنخیتی با هنر ندارند بلکه گاهی نگاه‌های سخره‌آمیزشان به این مقولات برای هنرمندان دردناک است. توقع دارم ادارات و سازمان‌های فرهنگی که ماهیت وجودی‌شان مبارزه با لمپنیسم و شارلاتانیسم است خود اشاعه‌دهنده این قضایا نباشند».
توجه به هنرمندان
«وحید بابایی» عکاسی است که تجربه نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های مختلفی را دارد. او از مشکلات حوزه خود می‌گوید: « متاسفانه رشته هنرهای تجسمی در بین تمامی رشته‌های هنری در سایه قرار داده شده و کمترین توجه به این رشته‌ مهم هنری می‌شود. با توجه به زمینه کاری خودم که عکاسی هست، ازآنجایی که تجهیزات عکاسی و تهیه آن‌ها بسیار هزینه برهست متاسفانه شاهد این هم هستیم که تمامی گالری‌هایی که قبلا می‌شد آن‌ها را بصورت رایگان برای برپایی نمایشگاه انتخاب کرد به بخش خصوصی واگذار شده و بعضا هزینه‌های زیادی برای هنرمند به‌همراه دارد. از طرفی هنرمندانی که در این عرصه مشغول به فعالیت هستند نه تنها هیچگونه کمکی به آنها نمی‌شود و هیچ‌گونه انعکاسی از موفقیت‌های آن‌ها حتی بصورت کلامی هم نمی‌شود، می‌بینم برای مجوزهای ساده عکاسی هم دچار مشکل هستند. هنرمندی که از مال، عمر، وقت و زندگی خودش به خاطر شهر و کشورش مایه گذاشته نباید آن قدر غریب و تنها رها شود. انتظار من از دولت دوازدهم پرکردن شکاف‌های عظیم میان هنرمندان و زندگی معیشتی آن‌ها نیست بلکه توجه ساده و بردن نام هنرمندان و اهمیت دادن به موفقیت‌های آن‌هاست. حداقل‌ حق هر هنرمندی که برای کشورش موفقیت کسب کرده این است که برای ساده‌ترین امکانات دیگر مجبور نباشد زندگیش را هم بفروشد و در نهایت با سکوت و بی‌توجهی روبرو شود».
هنر را از حاشیه به متن بکشانید!
«مجید پاکرای» به عنوان عکاس و مدرس عکاسی ، آموزش هنر را مورد توجه قرار می‌دهد و این‌گونه رییس جمهور را مخاطب خود قرار می‌دهد: « آقای رییس جمهور هنر را از حاشیه به متن بکشانید. با رشد روزافزون این همه فارغ‌التحصیل غیرهنری، کشور را ببینید. هنرمندان متعهد که با اثر هنریشان رسالت انسان‌سازی و پرورش اخلاق ناب اسلامی را برعهده دارند در اثر بی‌مهری مدیران ذی‌ربط گوشه‌نشین شده‌اند و در خلوت خود فقط برای خود تولید اثر می‌کنند و آن‌هایی هم که از روحیه خستگی‌ناپذیری برخوردارند، برای کشورهای خارجی متن هنری خلق می‌کنند و چه استقبالی از آن آثار نمی‌شود. مدارس درس هنر را معمولا به دیگر دروس اختصاص می‌دهند و از معلمین غیرهنرمند کمک‌های شایانی گرفته‌اند. هنر‌مند ایرانی در حال فراموش شدن و پوسیده شدن است. حتی درامد اندک ماهیانه‌ایی ندارد که زندگی زیرمعمولی داشته باشد. هنر را از حاشیه به متن بکشانید. بگذارید هنرمندان، معلم‌های اخلاق، معنویات را هم در جامعه اسلامی آموزش و پرورش دهند. با بی‌مهریتان مارا نخشکانید».
شایسته‌سالاری و جلوگیری از تکرار انتصابات
«مختار شکری پور» مستند ساز، روزنامه نگار و مترجم ادبی، ازفرآهم کردن این فضا برای بیان انتظاراتش خوشحال است و می‌گوید: « نکته‌ای که اکنون به نظرم می‌رسد؛ تبعیض‌های فاحشی است که دستگاه‌ها در سرمایه‌گذاری‌ها و حمایت‌ها پیشه کرده‌اند. توقع این است که مادامی بخش خصوصی از هر کسی حمایت نمی‌کند و جلب توجه بیشتر روی هنرمندان حالا لایق یا شانسی مطرح است‌؛ جا دارد که دولت مسیر را با حمایت و سرمایه‌گذاری مالی برای هنرمندان ناشناخته اما خلاق لای‌روبی کند! دستگاه‌های فرهنگی و مراکز مختلف نیز از انحصارتعداد معدودی خارج شوند و هر شورایی، منجربه شکل‌گیری باندی پیرامون خود و البته گسترش زنجیره‌ای همواره این باندها به هم نشود. شایسته‌سالاری و توجه به تمام هنرمندان باید خیلی جدی گرفته شود و نگاهی بسیاردلسوزانه و مبتنی بر اصول و قواعدی مقبول و عدالت‌جویانه مد‌نظر قرار گیرد. باید اذعان کرد که کارهایی هم شده و نقطه امیدها‌یی هم دیده می‌شود اما توقع می‌رود که دولت دراین دوره دوم با نظارت بر عملکرد مدیران و دادن مسئولیت‌ها به اشخاصی منصف‌تر و سالم‌تر و گریز از انتصاب آدم‌های تکراری، آفت‌ها را هرچه بیشتر از فضای فرهنگی بخصوص سینما بزداید»!
بدون استرس دست بردن به قلم را خواهانم!
«سید حمید فخری» عضو انجمن سینمای جوانان کرمانشاه، کارگردان و فیلمنامه‌نویس از فقدان فضا برای هنرمند حرف می‌زند: « معتقدم که باید به هنرمند فضا داد و به او اعتماد داشت، که اینان نیز در سایه‌سار آزادی و فضای موجود به کنکاش مسائل اجتماعی و انتزاعی بپردازند. به عنوان یک فیلمساز، اول آزادی نسبی برای بدون استرس دست بردن به قلم را خواهانم و حمایت‌های دولت از لحاظ مادی و شناسایی هنرمندان خوب و کمک بدیشان و خانواده‌هایشان و خدمات بیمه‌ای و درمانی. و یاری و مساعدت به ساخت اثرهای فاخر و خوب با هزینه‌های دقیق و حسابرسی دولتی، نه خدای نخواسته سوءاستفاده‌های شاید متداول. و همینطور آزادی هنرمندان و محصور نشدن تفکرات و تاملاتشان، مساعدت‌های دولتی مادی و حسابرسی‌های دقیق، و خدماتی که هنرمندان رنج بیماری و کهولت و سختی‌های متداول را چونان دیگر افراد بیمه‌ای اجتماع متقبل بشوند زیرا اینان نبض و زایش طبیعی اجتماع‌اند و حیف است ناسروده بمانند».
مسئولیت آثار را به خود هنرمند بسپارید!
تئاتر همواره بستری مناسب برای بیان دغدغه‌ها و مسائل مردم بوده است، هیچ‌گاه از سیاست جدا نبوده و به نحوی می‌توان گفت که هستی‌شناسی تئاتر سیاسی است. «سعید فرازمند” کارگردان و بازیگر تئاتر کرمانشاه دغدغه‌هایش را اینطور بیان می‌کند: « انتظار اغلب هنرمندان تئاتر و سينما و شايد تمامي رشته‌هاي هنري از دولت دوازدهم بيش از مسائل مادي و حمایت مالی، ایجاد فضایی برای فعالیت آزاد، فارغ از خودسانسوري و بدون دغدغه براي خلق آثار هنري است. ذكر اين نكته ضروري است كه اغلب رئیس‌جمهور در حوزه فرهنگ و هنر قدرت زیادی برای اعمال تصمیمات ندارد اما همین که دولت تلاش کند تا آنجا که در توان دارد بستر فعالیت‌ها را فراهم کند و فضای باز و اخلاق‌مدار را برای انجام امور هنری به وجود بیاورد برای هنرمندان ایده‌آل است. در عرصه اجرای سیاست‌ها نیز یکی از مهمترین خواسته‌های بنده‌ي كمترين و خيلي از اهالی فرهنگ و هنر از ابتدای دولت یازدهم تا امروز این بوده که نظارت‌های پیشینی جايش را به نظارت‌های پسینی تغيير دهد. یعنی زمانی که یک هنرمند قصد دارد اثرش را تولید کند، قبل از انتشار یا اجراي اثرش زیر كنكاش و ذره‌بین نرود و مسئولیت آثار را به خود هنرمندان بسپارند و پس از توزیع، توسط سازمان‌های دولتی و نهادهای مدنی نظارت شوند. البته در اين مدت هنرمندان یاد گرفته‌اند که توقعات خود را به سمت سقف و بي نهايت نبرند و اگر دولتی کف توقعات را برآورده کند می‌تواند رضایت جامعه هنری را تامین کند. اين حرف من از اين منظر شايد تلخ باشد كه در كشور ما به هنر به عنوان شغل نگاه نمي‌شود و هنر يك فعاليت خارج از وقت عادي است، در صورتي كه در اغلب كشورهاي پيشرفته هنر از ملزومات زندگي و جامعه متمدن شناخته مي‌شود. ما براي اينكه گذشتگان و مفاخر خود را به بهترين شكل به نسل‌هاي آينده معرفي كنيم زباني بهتر از هنر نخواهيم يافت». در جهانی که روح عاصی انسان‌ها را رام  و قدرت اندیشیدنش را ضعیف و ضعیف تر می‌کنند، جهانی که گاهی به دلیل بازی‌های سیاسی می‌توان آن را ترسناک‌تر از روزها و سال‌های جنگ جهانی اول و دوم دانست، به نظر می‌رسد تنها راه برون رفت از این اوضاع هنر است، چرا که هنرمند آگاه می‌تواند حصارها و قالب‌ها را بشکند و نویدبخش فرداهای بهتر باشد


دیدگاه‌ها(۰)