۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۹ شهريور
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۹۶۱ - ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ شهريور
گزارش «شرق» از وضعیت نابسامان زندگی سرمایه‌گذاران گلیم و گبه
هیچ‌کسی درد دلِ مایه نمیدانه کسم
شهريار كريمي

 بیت امام‌جمعه و نماینده ولی‌فقیه در کرمانشاه صبح روز دوشنبه 13 شهریور جاری پذیرای مالباختگان مکتب گلیم و گبه کرمانشاه بود. جمعی از سرمایه‌گذاران گلیم و گبه که از عدم پاسخگویی و اطلاع‌رسانی مسئولان و مدیران مرتبط با پرونده پس از ده ماه به ستوه آمده بودند، سرانجام آخرین راه‌حل خود را در دیدار با نماینده ولی‌فقیه در استان دیدند تا بلکه از طریق امام‌جمعه خونگرم و مردمی کرمانشاه صدای دادخواهی خود را به گوش مقام معظم رهبری برسانند. آیت الله مصطفی «علما» امام‌جمعه کرمانشاه پس از اطلاع از حضور مالباختگان مکتب گلیم و گبه با استقبال از آن‌ها ساعتی پذیرای جمعی از نمایندگان مکتب گلیم و گبه شد.
دفتر نماینده ولی‌فقیه و امام‌جمعه کرمانشاه در ابتدای سه‌راه 22 بهمن جنب معاونت اجتماعی نیروی انتظامی استان کرمانشاه واقع‌شده است. ابتدای همین خیابان پارک کوچکی قرار دارد که محل تجمع تعداد کمی از مالباختگان مکتب گلیم و گبه شد. آن‌سوی خیابان نیز در کنار یکی از شعب بانک مسکن تعدادی دیگر از مالباختگان در گروه‌های چند نفره در حال صحبت کردن پیرامون آخرین شنیده‌های خود در خصوص وضعیت سرمایه‌هایشان هستند. جوانی 32 ساله و بلندقامت به نام «میلاد» با چهره‌ای ناراحت و مغموم، پکی از سیگارش را با چاشنی آهی برآمده از اعماق وجودش، در ژرفای سینه‌اش حبس می‌کند و باغمی که در خطوط چهره‌اش به‌وضوح آشکاراست، برای اطرافیان سخن می‌گوید: «به کلام‌الله قسم یک ماه هم نشد که پول را پیش مشیری گذاشتم. داروندار زندگیم 170 میلیون تومان بود که با فروش آپارتمانی که با زن و دو بچه‌ام در آن زندگی می‌کردیم و 20 میلیون تومان وام که از بانک گرفته بودم توی مکتب سرمایه‌گذاری کردم. شانسم این‌قدر سیاه بود که یک ماهم سود نگرفتم و این اتفاق افتاد. اوایل که داشتم سکته می‌کردم توان انجام هیچ کاری را نداشتم. تا به خودم آمدم دیدم سررسید اولین قسط وام آمده. برای اینکه آبرویم پیش ضامن‌ها نرود از این و اون قرض می‌گیرم تا قسط‌های وام را به بانک بدهم. به خدا دیشب برای پول شیر خشک بچه‌ام لنگ بودم. رفتم از مادرم گرفتم. هیچ کار و شغلی هم توی این شهر پیدا نمی‌شود شکم زن و بچه‌ام را سیر کنم و پول کرایه‌خانه را بدهم. به قرآن قسم دیشب به خاطر بی‌پولی جیب خالی و شرم از زن و بچه‌ام آخر شب ساعت یک و دو به خانه رفتم تا چشمم به چشمشان نخورد. احمق که نیستم می‌دانم چه شب‌هایی را سر بی‌شام روی متکا گذاشته‌اند و به روی من نیاوردند. خدا برای روزنامه‌ها و صداوسیما نسازد که بدبختمان کردند.» میلاد رویش را برمی‌گرداند و با انگشتان همان دست که سیگارش را نگه‌داشته قطره اشکی را که در حال لیز خوردن بر روی گونه‌هایش است را پاک می‌کند.» محسن جوان 30 ساله‌ای است که خودش را خوش‌شانس‌ترین سرمایه‌گذار مکتب می‌داند. او که خود را کارگر معرفی می‌کند در ابتدا با جمله «خدا بزرگ است داداش» به دلداری میلاد می‌پردازد. محسن که با غمگین نشان دادن قیافه‌اش سعی می‌کند با مالباختگانی که تمام سرمایه زندگی‌شان را ازدست‌داده‌اند و عرصه زندگی بر آن‌ها و خانواده‌هایشان بسیار تنگ‌شده است می‌گوید: «من تمام پس‌انداز زندگی کارگریم 5 میلیون تومان بود. برای شروع سرمایه‌گذاری آن 7 میلیون تومان را سرمایه‌گذاری کردم. وقتی تبلیغات وسیع مکتب را در تلویزیون و روزنامه‌ها دیدم، با کمک خانواده و دوستان آمدم وام 60 میلیونی از بانک بگیرم که بانک روی یکی از ضامن‌ها گیر اساسی داد. من هم تا آمدم ضامن جدید پیدا کنم مشیری دستگیر شد. به خاطر همین می‌گویم خوش‌شانس‌ترین سرمایه‌گذار مکتبم. والا الآن من هم حال‌وروز خوش‌تری از این دوستان نداشتم. من وقتی می‌بینم این دوستان زیر بار فشار اقتصادی دارند له می‌شوند، مشکل خودم از یادم رفت. خدا به‌حق عزیزترین کسانش به این‌ها کمک بکند.»جمعیت زنان سرمایه‌گذار در مکتب به نحو چشمگیری بیشتر از مردان به نظر می‌رسد. آن‌ها به‌صورت منظم مقابل ورودی زنان به دفتر نماینده ولی‌فقیه ایستاده‌اند و برعکس آقایان که بدون سروصدا صحبت می‌کردند، با صدای بلند صحبت می‌کنند و گاهی گلایه‌های آن‌ها از وضعیت موجود تبدیل به فریاد می‌شود. خانمی که خود را «شیوا» معرفی می‌کند تاب مقاومت در برابر بغض نهفته در گلویش را ندارد. اشک از چشمانش جاری می‌شود و با صدای غمگینش می‌گوید: «تمام زندگی من و شوهرم 500 میلیون تومان بود که 200 میلیون آن از فروش خانه، 120 میلیون آن از طریق گرفتن وام با درصد و اقساط بلندمدت و بقیه آن‌هم از طریق قرعه‌کشی‌های فامیلی و فروش ماشین و لوازم لوکس خانه جور کردیم. الآن چنان زندگی‌مان نابودشده است که توانایی پرداخت وام‌ها را نداریم. زندگی‌مان کاملاً فلج شده و چک‌های شوهرم برگشت‌خورده‌اند. الآن هم به خاطر اینکه زندان نرود فراری شده و از ترس اینکه جایش ردیابی نشود حتی به من و بچه‌هایم یک زنگ نمی‌زند که بگوید کجا است. به خاطر اینکه یک‌لقمه‌نان خشک نداشتم به بچه‌هایم بدهم، الآن به خانه پدریم برگشته‌ام. به خاطر اصرارهایی که من کردم و اعتمادی که به تلویزیون داشتم شوهرم به امید آینده بهتری برای بچه‌ها بسازیم سرمایه‌گذاری کرد. الآن زندگی ما در حد طلاق پیش رفته و دیگر تحمل این زندگی را ندارم. شرایط ادامه زندگی توی این اوضاع را ندارم. کسی هست حرف دل ما را بشنود؟ بدبختی ما را ببیند؟» خانمی دیگر که می‌گوید شرایطی مشابه به «شیوا» دارد می‌گوید: «من و شوهرم عقد همدیگر هستیم. با اصرار من برای بهتر شدن وضع زندگی‌مان با فروش طلا و جواهر، 20 میلیون وام ازدواج و قرض گرفتن از فامیل‌ها، 38 میلیون جمع کردیم و توی مکتب سرمایه‌گذاری کردیم. دقیقاً یک روز پولمان توی مکتب خوابید و این اتفاق افتاد. شوهر منم میگه اگه سرمایه زندگی‌مان برنگرده همون بهتر بجای عروسی طلاق بگیریم. اینم از وضع زندگی ما که اول زندگی لهمان کردن. ما به صداوسیما باختیم به آن مسئول‌هایی که با مشیری سر میز غذا نشستند و عکس یادگاری تو تلویزیون باهاش می‌گرفتند و لقب کارآفرین برتر کشور بهش دادند. به شما روزنامه‌ها باختیم که پول می‌گرفتید و دو صفحه دو صفحه براش آگهی چاپ می‌کردید. الآن چرا از ما حمایت نمی‌کنید؟ چرا از بدبختی ما و اون زنی که جلو شما غرورش را خورد کرد و گریه کرد چیزی نمی‌نویسید؟ چون کسی نیست به شما پول بده» آنقدر كامش تلخ است كه دلم نمي‌آيد وارد بحث شوم و بگويم روزنامه‌ها هرگز در اين ماجرا نقش نداشته است.رئیس‌کل دادگستری استان کرمانشاه نخستین بار در 14 آبان ماه سال 95، در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه به تشریح برخی مباحث در خصوص کلاه‌برداری میلیاردی مدیر مکتب گلیم و گبه پرداخت. «محمدحسین عدالت‌خواه» همان زمان غفلت مسئولین استان کرمانشاه را یکی از دلایل مهم این اتفاق عنوان کرد و گفت: «مردم نمی‌دانستند که این مرد 25 مورد سابقه شرارت داشته و در سرقت مسلحانه در تهران هم شرکت داشته است.» یکی از موضوعاتی که باعث کدورت خاطر مالباختگان مکتب گلیم و گبه نسبت به مقام‌های ارشد کرمانشاه شده است، سکوت این مقام‌ها در رابطه با این پرونده و عدم پاسخگویی آن‌ها به مالباختگان و حرکت لاک‌پشتی و روال بسیار کند رسیدگی به این پرونده است. «فضل‌الله رنجبر»، فرماندار کرمانشاه در این خصوص در پیش تر به خبرنگار «شرق» گفته بود: «پرونده گلیم و گبه به‌طور کامل از دست ما خارج‌شده است و در اختیار دادگستری است و سکوت مسئولان به این دلیل است که دادستانی مصاحبه که مسئولین در خصوص این پرونده صحبت نکنند و ما خود پاسخگو هستیم.» رنجبر در خصوص اینکه بسیاری از مالباختگان دلیل اصلی اعتماد به سرمایه‌گذاری در مکتب را تبلیغات وسیع صداوسیما و تقدیرهای مکرر مدیران و مسئولین ارشد استان کرمانشاه به‌عنوان کارآفرین برتر و نمونه کشوری و گرفتن عکس‌های یادگاری این مسئولان با شخص مشیری در مقابل دوربین‌های صداوسیما و مطبوعات ذکر می‌کنند که باعث جلب اعتماد آن‌ها شد، می‌گوید: «این بحث گذشت و دیگر نمی‌شود وارد این بحث شد!»  یکی از سرمایه‌گذاران مکتب که خود را «مسلم» معرفی می‌کند در خصوص علت مراجعه به دفتر ولی‌فقیه خبرنگار شرق گفت: «ما در طول این 10 ماه هزار جور سختی کشیدیم. به‌جز تعداد انگشت‌شماری از مسئولان شهرکه محترمانه با ما برخورد کردند، انواع بی‌احترامی‌ها را با ما کردند. مگر ما دزدی کرده‌ایم؟ اگر مشیری دزد است ما آمده‌ایم شما اموالمان را از دزد بگیرید و به صاحبان آن پس دهید. با ما مثل مجرم رفتار می‌کنند. از هر کس از مسئولین در مورد تکلیف پول‌هایمان سؤال می‌پرسیم یا می‌گوید نمی‌دانم یا می‌گوید هنوز معلوم نیست. فرماندار که روزهای اول به مردم دلداری می‌داد الآن یا حرف نمی‌زند یا می‌گوید خبر ندارم بروید از دادستان بپرسید. اگر شما خبرنگارید به دادستان و قوه قضاییه بگویید در مورد پول ما بدبخت‌ها از طریق تلویزیون و روزنامه‌ها اطلاع‌رسانی کنند. بگویند چه مقدار پول از مشیری گرفته‌شده؟ هرکسی یک‌جور جواب می‌دهد. روز اول تو روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها گفت 200 میلیارد از منزلش کشف شد، بعد دادستان چيز ديگري مي‌گويد. بعد مردم هم هزار جور شایعه درست می‌کنند. خواهش می‌کنم به صدای ما را به گوش دادگستری برسانید و بگویید یک‌بار از طریق تلویزیون به مالباخته‌ها اعلام کنید چه خبر است. خود من این‌قدر فشار عصبی دارم که چند بار خواستم خودم را بکشم. شاید حرفی که دادگستری بزند باعث بشودخيلي‌ها با یک خبر درست و امیدوارکننده دادگستری به زندگی برگردند. از نمایندگان مجلس درخواست کمک کردیم. ولی انگار آن‌ها فقط نزدیک انتخابات تو جمع مردم حاضر می‌شوند. یک‌بار آقای فلاحت پیشه توی مجلس در مورد ما حرف زد. آقای مصری و صفری. جاسمی هرکدام یک‌مرتبه موضوع ما را توی مجلس گفتند ولی دیگر پیگیری نکردند. خوب باید پیگیری کنند. اگر نمی‌کنند ما می‌رویم تهران و از نماینده‌های شهرهای دیگر می‌خواهیم حقمان را پیگیری کنند.
 بالاخره یک نفر تو مجلس به آن بزرگی هست که دلش برای ما بسوزد» پیرمردی که به صحبت این جوان گوش می‌دهد رشته کلام را از او می‌گیرد و تنها یک بیت شعر با لهجه کرمانشاهی در جواب این جوان می‌خواند: «هیچ‌کسی درد دله مایه نمی دانه کسم / زیر ای چتر سیاه وخته بگیره نفسم» خانمی جوان که خود را از سرمایه‌گذاران گلیم و گبه و «مبینا» معرفی می‌کند و لحن و نوع صحبت‌هایش به فرهنگیان و دانشگاهیان نزدیک است طی یک تماس تلفنی با شرق، گفت: «مردمی که نان از سفره این مکتب می‌خوردند، سپرده‌گذار نبودند بلکه سرمایه‌گذار بودند. شاید بشود بی سپرده زندگی کرد ولی آنکه بی‌سرمایه شد سرش به باد رفته است. مردم با اعتماد و اعتقادی که حاصل تائید مسئولین بود، سرمایه‌گذاری کردند و گلیم و گبه قداست نانشان شده بود. ما از مسئولین می‌خواهیم به حرمت اعتمادی که ما به آن‌ها داشتیم، هرچه سریع‌تر سرمایه‌های مردم را به آن‌ها بازگردانند. این مردم همان‌هایی هستند که شهید دادند. زیر بمباران دشمن بعث جانباز شدند. ما همان‌هایی هستیم که پای صندوق رأی به شما مهر تائید زدیم.
شما هم با بازگرداندن سرمایه زندگی ما به ارزش زندگی ما مهر تائید بزنید.» پس از پایان نشست نمایندگان مکتب گلیم و گبه، با نماینده ولی‌فقیه در استان کرمانشاه و تنی چند از مقامات بلندپایه سپاه، این نمایندگان در کانال تلگرامی خود طی اطلاعیه‌ای از مثبت بودن این دیدار و مواجه‌شدن باروی گشاده و استقبال خوب و کم‌نظیر امام‌جمعه و از اعلام مساعدت نماینده ولی‌فقیه برای رساندن صدای اعتراض سرمایه‌گذاران و ارسال جهت کسب تکلیف برای دفتر مقام معظم رهبری خبر دادند. همچنین از اعلام همکاری و پیگیری اموال مالباختگان مکتب از طریق دستگاه محترم قضایی استان به نماینده ولی‌فقیه داستان کرمانشاه برای روشن شدن هر چه سریع‌تر وضعیت این پرونده تا احقاق حقوق سرمایه‌گذاران به سایر مالباختگان خبر دادند.
ده ماه التهاب
دهم آبان ماه سال 95 سرهنگ «محمدرضا آمویی» معاون اجتماعی نیروی انتظامی استان کرمانشاه خبر دستگیری «مشیری» مدیر مکتب فرش، گلیم و گبه را اعلام کرد و گفت: «مشیری در منزل شخصی خود و در هنگام انتقال 2 هزار میلیارد ریال از پول‌های مردم که در شرکت او با وعده‌های سود 40 تا 70 درصدی سرمایه‌گذاری کرده بودند، توسط نیروهای امنیتی استان دستگیر شد.» از همان تاریخ که خبر دستگیری مدیر مکتب گلیم و گبه اعلام شد، سیل سرمایه‌گذاران مکتب که از اقصا نقاط مختلف استان کرمانشاه در مکتب اقدام به سرمایه‌گذاری کرده بودند، در اطراف شعبه مرکزی مکتب گلیم و گبه و دیگر شعبه‌های آن سرازیر شدند و نگران از دست دادن سرمایه‌های خود بودند. از آن زمان تاکنون مشیری در زندان است و مالباختگان مکتبی که او مدیریت آن را بر عهده داشت هرازگاهی برای اطلاع از وضعیت سرمایه‌های خود اقدام به برگزاری تجمع می‌کنند. این اتفاق ناگوار اقتصادی برای اقشار بی‌بضاعت جامعه کرمانشاه با آغاز به فعالیت دادستان جدید کرمانشاه مصادف شد.» محمدحسین صادقی دادستان عمومی و انقلاب کرمانشاه که شخصی فرهنگی و دانشگاهی است، از بدو ورود به دادگاه انقلاب استان کرمانشاه کار خود را با انجام کارهای فرهنگی و آموزشی درزمینه جرم‌شناسی و آموزش مردم کرمانشاه به هنگام مواجه‌شدن با عوامل جرم‌زا آغاز کرد، بنا به گفته دادستان عمومی و انقلاب کرمانشاه مشیری توانسته بود رقمی حدود 247 میلیارد تومان سرمایه جذب کند که از این میزان تنها 79 میلیارد تومان آن را باز توزیع کرده بود.
صادقی اتهامات مطرح‌شده علیه مشیری را کلاه‌برداری، پول‌شویی و اخلال در نظام بانکی و پولی کشور عنوان کرد.به گزارش ایرنا محمد حسین صادقی دادستان کرمانشاه سه شنبه گذشته در باره پیگیری روند این پرونده گفت: «امیدواریم بزودی مقدمات محاکمه متهم این پرونده در دادگاه فراهم شود اما علنی و یا غیرعلنی بودن آن به تشخیص دادگاه خواهد بود. مالباختگان به منظور مراجعه تدریجی با زمانبندی مشخص به دادسرا برای ثبت شکایت و تعیین وکیل معاضدتی منتظر اطلاعیه دادسرا باشند.»


دیدگاه‌ها(۰)