۱۳۹۶ پنج شنبه ۳ اسفند
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۷۶ - ۱۳۹۶ پنج شنبه ۱۲ بهمن
تاوان تغییر و نوگرایی
فاتیما انصاری.سردبیر

“من تغییر می کنم، پس هستم! وقتی کنار خیابان نمی ایستم تا بعد از نمی دانم چقدر دقیقه، بتوانم به مقصد برسم، تغییر هرچقدر سخت ولی برایم خوشایند است.”
بیش از سه قرن گذشته است از زمانی که مدرنیته با عنوان انقلاب صنعتی تحولات را سرعت چشمگیری بخشید. انقلابی که سرآغازش انگلستان بود و تمام دنیای غرب را یکباره در بر گرفت، با چنان سرعتی که نام انقلاب را بر آن گذاشتند و تاثیرش بسیار گسترده تر بود از بسیاری انقلاب های سیاسی همان قرن ها. انقلابی که ماشین را به زندگی بشر وارد کرد و جهان را دگرگون ساخت. حالا آنقدر از شروع مدرنیته گذشته که نتوان روندش را انکار کرد! اگرچه به اقتضای آنچه هربار بروز می کند، بحران هایی دارد و چالش هایی. گاه ساده و زود گذر، گاه بزرگ و دردسر ساز. هرچه اجتماع پیشرفته تر باشد، سنتی هایش برای زمین زدن تازه واردها، ابزارهای بیشتری از تکنولوژی در دست دارند.  
نوگرایی ولی امر مطلق جوامع نیست و ربط فراوانی با توسعه همه جانبه ساختار یک جامعه دارد. وقتی قرار می شود یک فناوری نو وارد بازار شود یا در جامعه نفوذ کند، جدال همیشگی سنت و مدرنیته دوباره و چند باره بالا می گیرد. سنتی ها تلاش می کنند تا به قدر توان، در برابر تغییرات بایستند، تغییر اما صورت می‌گیرد و در انتها همه چیز نو می شود آرام آرام یا شتابان، پویایی جزئی از سرشت انسان است. همچنانکه مدرنیته غربزدگی نیست.
جای مقابله هم نیست و خواسته یا ناخواسته اتفاق می افتد.
اسنپ که به ایران وارد شد از اولین ها بود. همان اولین هایی که به جای همه تاوان پس می دهند. هزینه بقیه را هم می دهند و بارها را بارها به دوش می کشند تا راه که هموار شد دیگران هم به راه آمده باشند. همان سنتی هایی که روزی نو بودند و از همین سدها گذشتند و پیش از خود را از دایره اقتصاد و جامعه راندند و شدند سنتی های امروز؛ و این روند همچنان به پیش می رود تا بعد از این.
شاید وقتی سفرهای شهری با همان روش های پیش از اسنپ جوابگوی نیازها بود، آمدها و شدها هم به اقتضای سایر ویژگی های جامعه در نوع خود مقبول می افتاد. تحول اما رخ که بدهد سرایت هم می کند و بر هرچه در دسترس است، دگرگونی های عمیق ایجاد می کند و کار می رسد به جایی که اسنپ می شود اقتضای نیاز امروز.
تجربه جهانی خود به تنهایی نشان می دهد توسعه را نمی توان مهار کرد، گرچه با سرعت نسبی، اما تند یا کند، همه چیز تغییر می کند. سبک زندگی ها تحت شیوه های نو قرار می گیرند و ساختارها عوض می شوند. تکامل در همه جا اتفاق می افتد. چه در اقتصاد و اجتماع، چه در فرهنگ و حمل و نقل! آنچه در این میان، عنان سرعت را به دست می گیرد، با میزان سنت گرایی هر اجتماعی نسبت مستقیم دارد. وقتی اینترنت پر سرعت و گوشی، الزامات ابتدایی هر چیز باشند و آسان می توان آنها را داشت، درست مثل اسنپ، فراگیری آن نیز سهل است.
زیرساخت ها که باشند و نوگرایی که بروز کند، رقبای سنتی به تکاپو می افتند و جای شگفتی نیست البته. جدیدها وقتی بیایند و جا بیفتند، قدیمی ها حذف می شوند، آرام و تدریجی یا تند و یکباره. بستگی دارد به ساختارها. گریزی اما نیست. تحول، انکار ناپذیر است. گرچه سرعت کم که باشد، هنجارشکنی ها کمتر می‌شود و سازگاری ها بیشتر. ورود اسنپ به ناوگان حمل و نقل درون شهری کشور از همان ناگزیرهای قطعی است که بودنش برای سبک زیست امروز لازم و ضروریست. وقتی روند کارها و روزمره های معمولی شیوه های قدیمی را اقتضانمی کند، ورود خودروهای بیش از حد ظرفیت به خیابان و یافتن جای پارک و رانندگی با هزار دغدغه و ایستادن کنار خیابان، و نشستن کنار غریبه ها و هزینه های گزاف دربست گرفتن ها و بسیار از این ماجراها می شود که با اسنپ حل شود.
واقعیت اما این است که مقاومت در برابر آنچه نو است و اقتضای امروز، به اسارت در سنت تعبیر می شود. یعنی گذشتن از هرآنچه عقل با تمام توجیهاتش می پذیرد، تعصبات اما و وابسته بودن ها اجازه بروزش را نمی دهد. اینجاست که فرد و در نگاه بزرگتر، اجتماع به اسارت دچار می شود، ساکن می شود، و سکون آب زلال را مرداب می کند. دیر یا زود این آب باید جاری شود، و جاری می شود در نهایت. برنده اما جامعه ای است که کار را سخت نکند، به اقتضای روز حرکت کند تا دچار بحران و بحران زده نشود.

 


دیدگاه‌ها(۰)