۱۳۹۷ شنبه ۱ ارديبهشت
شماره‌های پیشین:
شماره ۳۰۸۸ - ۱۳۹۶ شنبه ۲۸ بهمن
بررسي تاريخچه معماري تهران در گفت‌وگو با مهدي معمارزاده‌تهران:
هويت شهري در گذر زمان
تهران با بهره گيري از دستاورد‌هاي معماري كهن ايران شكل گرفته است

مهدي معمارزاده، كارشناس ارشد مرمت و احياي بافت‌ها و بناهاي تاريخي و كارشناس مسئول اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان تهران است. از معمارزاده مقالات و سخنراني‌هاي بسياري در نقد هويت شهري و به‌ويژه شهر تهران مي‌توان مشاهده كرد. در اين ارتباط كتابي را در سال گذشته با عنوان «خيابان، كالبد و سيماي شهر در محدوده حصار ناصري تهران» به جامعه علمي ارائه كرد. به اين بهانه، مصاحبه‌اي با مهندس معمارزاده در راستای نقد هويت شهر تهران ترتيب داده شده است. به باور او، در لواي معماري اين سرزمين، شهرهايي همچون يزد، اصفهان، كرمان و... در طول زمان شكل گرفته و همچنان به حيات خود ادامه مي‌دهند. تهران نيز مانند ساير شهرهاي ايران با بهره‌گيري از تمام دستاوردهاي معماري كهن ايران شكل گرفته است و هم‌جواري اين آبادي كوچك 500 سال پيش با ري به عنوان يكي از كهن‌ترين شهرهاي ايران و جهان كه در دوره مادها پايه‌ريزي شده است، امروزه هرچه بيشتر به غناي آن مي‌افزايد. همچنين شكل‌گيري تهران در كنار رشته‌كوه البرز از ديگر تمهيداتي است كه شهرسازان ايران همواره نسبت به آن اصرار ورزيده و بر نقش و تأثير كوهستان بر سلامتي و سرزندگي شهر و شهروندان به اين طريق تأكيد كرده‌اند. اين ويژگي بر پايداري شهرهاي باستاني ايران تاكنون كمك شاياني كرده است.

‌شايد بهتر باشد با اين سؤال آغاز كنيم كه هويت به چه معناست و اين واژه در شهرها، چه تعبيري پيدا مي‌كند؟
مفهوم هويت از شخص آغاز مي‌شود و به جامعه و در نهايت به جهان پيوند مي‌خورد. «نام»، اولين شاخصه از هويت فرد، سرزمين و ملت است كه به واسطه خردورزي و دستاوردهاي انديشمندان و هنرورزان و صنعتگران، در طول زمان، هر قوم و ملتي متمايز از اقوام و ملل ديگر شده‌اند. دامنه اين تمايز تا آنجا رسيده است كه كشورهاي مختلف هركدام پرچمي را به عنوان نشانه ملي خود برگزيده‌اند و در لواي آن شور و احساسات خود را نسبت به وطنشان نمايان مي‌کنند.
اما آنچه در جهان امروز بيش از هر گزينه‌اي نمايانگر هويت يك ملت است، پيشينه تاريخي آن ملت است كه در قالب‌هاي مختلف جلوه‌گر مي‌شود. در اين ميان ادبيات يكي از مهم‌ترين نشانه‌هاي هويتي يك ملت را به نمايش مي‌گذارد كه كشور ما از اين لحاظ يكي از غني‌ترين‌ها در جهان كنوني است. نام فردوسي، سعدي، خيام و مولوي امروزه در سراسر جهان شناخته‌شده است.
‌آيا فرهنگ را مي‌توان نمايان‌گر هويت ملت‌ها دانست؟
بديهي است، فرهنگ كه محتواي اجتماعي هر تمدن است، به صورت كلي بازتاب دهنده توانايي‌هاي مادي و معنوي جوامع در طول تاريخ است و هر آنچه از دستاوردهاي بشري در طول زمان و در هر سرزميني گرد آمده و زندگي مردمان آن جامعه را دربر مي‌گيرد، ازجمله زبان، خط، معماري و تمامي هنرها و آداب و سنني كه از ويژگي‌هاي اقوام و ملت‌ها به‌شمار مي‌آيند، در كنار هم هويت‌‌بخش مليت‌هاي گوناگون در دوره‌هاي مختلف تاريخي بوده است و همچنان نيز بازشناسي فرهنگ از طريق بازتاب هويت ملت‌ها قابل تشخيص و تفكيك است.
پيوندهاي فكري و احساسات مشترك بين افراد يك جامعه كه به شكل‌هاي مختلف و در زمان‌هاي خاص همچون جنگ، كسب افتخارات يا تأثيري كه سمبل‌هاي فرهنگي هر ملتي بر جاي مي‌گذارند، همواره موجب پيوستگي ملي يك تمدن بوده است و به اين صورت كشورهايي با پيشينه غني تاريخي و مدني مانند ايران كه اولين بار مفهوم حقوق بشر را حدود دوهزارو 500 سال پيش مطرح و قوانيني در اين راستا تدوين کردند، همچنان غناي هويتي خود را حفظ كرده‌اند و ايرانيان به آن مباهات مي‌كنند.
‌جغرافيا در تعريف اين هويت چه نقشي ايفا مي‌كند؟
آنچه بديهي است، رشد و شكوفايي تمدن‌ها در ابعاد معنوي و مادي، در بستري طبيعي شكل گرفته و در واقع جغرافيا، بخشي جدايي‌ناپذير از سبقه تاريخي تمدن‌هاي مهم جهان به‌شمار مي‌آيد.
همراه با تمدن مصر، رود نيل نقش اساسي داشته و در تمدن ايران اروند‌رود، زاينده‌رود، البرز و الوند، خليج‌فارس و درياي مازندران و... نشانه‌هاي بارز جغرافياي طبيعي اين سرزمين را شكل داده‌اند.
‌رابطه معماري با جغرافيا، به طور خاص در ايران چگونه است؟
در كنار وجه جغرافيايي آنچه از بعد مادي حائز اهميت فراوان است و از نشانه‌هاي مهم تمدني ايران به‌شمار مي‌آيد، معماري و شهرسازي اين سرزمين است كه به دست توانمند معماران و صنعتگران در طول هزاران سال شكل گرفته، به تكامل رسيده و با اقليم هماهنگي كامل يافته است.
معماران اين سرزمين با استفاده از مواهب طبيعي پاسخ‌گوي نياز ساكنان در فصول مختلف سال و اقليم‌هاي متفاوت بوده‌اند. به اين ترتيب، معماري اقليم مركزي ايران با معماري كرانه‌هاي خليج‌فارس و درياي مازندران و همچنين معماري نقاط كوهستاني و سردسير، هركدام ضمن پاسخ‌گويي به نيازهاي ساكنان، از هنرهاي وابسته به معماري كمال استفاده را برده است و معماران با بهره‌گيري از فنون و هنرهاي بومي بر زيبايي معماري ايران‌زمين افزوده‌اند.
‌آيا تهران هم در چنين شرايطي شكل گرفته ‌است؟ مؤلفه‌هاي تهران به عنوان يك شهر ايراني را چگونه مي‌بينيد؟
 بديهي است كه در لواي معماري اين سرزمين، شهرهايي مانند يزد، اصفهان، كرمان و... در طول زمان شكل گرفته و همچنان به حيات خود ادامه مي‌دهند. تهران نيز مانند ساير شهرهاي ايران با بهره‌گيري از تمام دستاوردهاي معماري كهن ايران شكل گرفته است و هم‌جواري اين آبادي كوچك 500 سال پيش با ري به عنوان يكي از كهن‌ترين شهرهاي ايران و جهان كه در دوره مادها پايه‌ريزي شده است، امروزه هرچه بيشتر به غناي آن مي‌افزايد.
همچنين شكل‌گيري تهران در كنار رشته‌كوه البرز از ديگر تمهيداتي است كه شهرسازان ايران همواره نسبت به آن اصرار ورزيده و بر نقش و تأثير كوهستان بر سلامتي و سرزندگي شهر و شهروندان به اين طريق تأكيد كرده‌اند. اين ويژگي بر پايداري شهرهاي باستاني ايران تاكنون كمك شاياني كرده است.
بنابراين مجموع اين دستاوردها كه شامل فنون ساخت، هنرهاي وابسته به معماري، رعايت سلسله‌مراتب شكل‌گيري هسته اوليه شهر شامل: بازار، مسجد جامع، مقر حكومتي و محله‌هاي پيراموني كه جايگاه زندگي ساكنان شهر است، همواره در هماهنگي كامل با هم و بستر طبيعي خود بوده است و شكل شهر ايراني را تعريف مي‌كنند. هرچند در كنار اين اصول تأثير مسائل اعتقادي و عرفي و تدوين ضوابطي در راستاي آن بر غناي معماري از بعد معنوي نيز افزوده و تهران نيز در چنين شرايطي شكل گرفته است.
‌هويت تهران كنوني را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
در تهران با چنين ساختاري از دوره شاه طهماسب صفوي به سال 961 ه. ق شهرنشيني آغاز مي‌شود و به مرور و در دوره‌هاي متعدد رشد يافته است و بعد از فرازونشيب فراوان در دوره‌ قاجار و به‌ويژه در عهد ناصري، به شهري شاخص مبدل مي‌شود.
 پس از دوره قاجار و با به‌قدرت‌رسيدن حكومت پهلوي و به دليل تحولات بين‌المللي، به‌خصوص نقش ايران در جنگ جهاني دوم و به‌ويژه توسعه صنعتي كشور كه در پي آن مي‌آيد و ورود راه‌آهن و اتومبيل،‌ اين شهر و هم‌زمان تمام شهرهاي كشور درگير تحولات اساسي مي‌شود و با برخورداري از مؤسسات جديد تمدني موجبات رشد و توسعه شهرها با سرعتي بيشتر فراهم مي‌شود.
تهران كه در مركز اين توسعه قرار دارد به نمايشگاهي از سبك‌هاي معماري تبديل و چهره آن به يك شهر پيشرفته نزديك‌تر مي‌شود.
راه‌اندازي كارخانجات مختلف ازجمله سيمان ري و توسعه كارخانه قند كهريزك، ساخت ايستگاه راه‌آهن، بانك ملي، دانشگاه تهران، موزه ايران باستان و ساير پروژه‌هاي عمراني موجب توسعه تهران از هر سو مي‌شود و خيابان‌كشي‌‌ها و ميدان‌ها، شكل تهران را بيش از پيش تغيير مي‌دهد و آن را به يك شهر مدرن تبديل مي‌كند.
اما با همه تغييراتي كه در تهران صورت مي‌گيرد، تاروپود مركز تاريخي شهر همچنان حفظ مي‌شود و با اينكه خيابان‌كشي‌ها ساختار تاريخي شهر را نيز تحت‌الشعاع خود قرار مي‌دهند، ولي محله‌ها همچنان بر حيات خود ادامه داده و مراكز محله پاسخ‌گوي نيازهاي ساكنان هستند و به اين ترتيب بازتاب ارزش‌هاي اجتماعي كه در بستر ساختارها و فضاهاي معماري آشنا همچون بازارچه و مركز محله با همه ارزش‌هاي زيستي مبتني بر روابط انسان‌محور و صميمانه ساكنان هستند، همچنان نمايان بوده است و زندگي سالم مبتني بر باورهايي همچون صداقت، جوانمردي، گذشت و احترام در كالبد تاريخي شهر جريان دارد.
‌آيا درحال‌حاضر هم  خبري از آن هويت مستغني‌اي كه سخن از آن به ميان مي‌آوريد، ‌هست؟
كوتاه زماني است كه با اين ارزش‌هاي بي‌بديل معنوي و مادي تهران و ساير شهرهاي كشور تنگ‌نظرانه و كوته‌بينانه رفتار مي‌شود و معنويت همراه با اين ساختارهاي مادي ناديده گرفته شده است و به بهاي نازل فروش تراكم، شهر و هر آنچه را كه هويت آن را تعريف و متجلي مي‌كند، نابود مي‌کنند و به ارزش‌هاي هنري و فني و به طور كلي شكل و هويت شهر وقعي نمي‌نهند.
ديگر از قنات و تكيه و آب‌انبار و بادگير خبري نيست و جاي حياط و باغچه و حوض و بقالي سرگذرها را كولر و پاركينگ و سوپرماركت و كافي‌نت اشغال كرده‌اند. پيچ‌وتاب كوچه‌ها و گذرها را مي‌گيرند و مسير مستقيم براي تردد راحت و سريع‌تر اتومبيل و موتورسيكلت مي‌سازند. به جاي صداي آب‌حوضي و لحاف‌دوز، صداي گوش‌خراش بوق وسایل نقليه امان ساكنان بافت تاريخي و شهر را بريده است.
به جاي قهوه‌خانه و شاهنامه‌خواني، كافي‌‌شاپ‌ها با wifi مجاني براي چت‌كردن مشتريان جولان مي‌دهند و به جاي بوي عطر اقاقيا و پيچ امين‌الدوله، بوي تعفن سطل‌هاي زباله و جوي آب و صدالبته لنت ترمز و انواع سمومي كه از اگزوز خودروها بيرون مي‌آيد، هوا را پر كرده است و عمر گران‌مايه شهروندان در ترافيك و پشت چراغ قرمز به هدر مي‌رود، در چنين شرايطي شهر در چه مرتبه‌اي از هويت مي‌تواند قرار داشته باشد؟
ارزش‌هايي كه جامعه و به‌ويژه جوانان آن مي‌توانند به آن ببالند و گذشته خود را بازيابند و به آن افتخاركنند، از بين مي‌رود و پرسه‌زدن در هايپرماركت‌ها و زندگي در برج‌ها و گشت‌زدن با ماشين‌هاي آن‌چناني در سطح شهر جايگزين آن مي‌شود! به اين صورت برخي عقده‌هاي خود را فرومي‌نشانند و در عوض عقده‌هاي فروخورده برخي هم‌سن‌و‌سالان خود را تحريك مي‌كنند و در پي آن شهروند عادي به يك شهروند پرمشكل تبديل مي‌شود و اين نشان از تغييرات خلق‌الساعه و ناپايدار در شيوه زندگي جامعه دارد.
‌مشكل كار كجاست؟
بگذاريد سؤال شما را با سؤال ديگر پاسخ دهم. آيا ملتي با پشتوانه هزاران‌ساله فرهنگي و مدني و دارا‌بودن افتخارات بي‌شمار و شخصيت‌هاي بي‌بديل از قبيل رازي، ابوريحان، عين‌القضات، ابوعلي سينا، عطار، دكتر حسابي، پروفسور سميعي، مريم ميرزاخاني، پورياي ولي، تختي و... شايسته داشتن چنين شهري به عنوان پايتخت يك كشور با پشتوانه چند هزارساله شهرسازي و معماري است؟
آيا قدرت و شكوه معماري قوام‌الدين شيرازي، استاد محمدرضا و استاد علي‌اكبر اصفهاني، شيخ بهايي و... ديگر اثر خود را از دست داده است و معماري معماراني همچون استاد حسين لرزاده، طاهرزاده بهزاد، فروغي، وارطان، سيحون، ديبا، امانت و اردلان كه معماري سنتي را به معماري مدرن پيوند زدند و ارزش‌هاي نهان و توانايي‌هاي بي‌نظير معماري ايران را تا حدودي آشكار كرده‌اند، شايسته كنكاش نيست؟ چرا معماري و شهرسازي ايران به اين حال و روز رسيده است؟ آيا زمان آن نرسيده كه بازگشت به خويشتن كنيم و به احيای هويت ازدست‌رفته برآييم؟
‌توصيه شما براي حفظ اين هويت چيست؟
اينكه معماري و شهرسازي مانند ساير دستاوردهاي بشري، نتيجه تلاش و نبوغ افراد در طول زمان و اجرائي‌شدن آن به دست هنرورزان و صنعت‌گران بوده است و به اين صورت بخش مهمي از هويت ملي ما را شهرهاي ما شكل داده‌اند. بنابراين همه آنچه را كه در طول تاريخ معماري و شهرسازي در كشور گرد آمده است، نبايد به بهاي ناچيز تراكم‌فروشي به نابودي بكشانيم و اولين اقدام در اين راستا، جلو‌گيري از تداوم طرح تفصيلي پر از اشتباه فعلي است تا بيش از اين تيشه به ريشه اين هويت وارد نيايد. متأسفانه در 10 سال اخير بسياري از ارزش‌هاي هويتي شهرهاي كشور و به‌ويژه تهران از بين رفته‌اند و بهانه‌اش همين طرح‌هاي تفصيلي جديد است كه ضعف‌هاي آن بر همگان كاملا آشكار شده‌ است.

 


دیدگاه‌ها(۰)