۱۳۹۶ دوشنبه ۱ آبان
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۷۷۰ - ۱۳۹۵ شنبه ۱۸ دي
انتخابات شورا و چند نکته
فریبا کرمی. روزنامه‌نگار

روزها و هفته‌ها و ماه‎ها به سرعت می‌گذرند و تا چشم باز می‌کنیم اردیبهشت و خرداد فرا رسیده است یعنی مقطعی از تاریخ سرنوشت کشور که با انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا رقم می‌خورد، انتخاباتی که در نوع خود بسیار حساس‌تر از انتخابات ریاست‌جمهوری می‌تواند باشد.
با پایان دوره چهارم شوراهای اسلامی‌شهر و روستا، عمر این نهاد در نظام جمهوری اسلامی‌ایران به 18 سال می‌رسد. اگرچه با احتساب انجمن بلدی و انجمن شهر پیشینه‌ای صد ساله در تاریخ معاصر ایران دارند، اما فاقد استمرار تاریخی و نهادینگی‌اند. شورا یک نهاد محلی است و می‌توان آن را نزدیک‌ترین سازمان به مردم دانست، در حقیقت نهاد مشارکت مردم در عرصه‌ تصمیم گیری محلی و تصمیم‌سازی ملی است که در شکل و ساختار اداری دارای سلسله مراتبی است. در اصل هفتم قانون اساسی می‌خوانیم: طبق دستور قرآن کریم: « وامرهم شورا بینهم » و « شاورهم فی الامر ». شوراها، مجلس شورای اسلامی، شورای استان، شهرستان، شهر، محل، بخش، روستا و نظایر این‌ها از ارکان تصمیم‌گیری و اداره امور کشورند.
آنچه که امروز در یک سلسله گزارش‌هایی می‌خواهیم پیگیری کنیم بحث شوراهای شهر و روستاهاست که به نظر می‌رسد علاقمندان فراوانی دارد. افراد زیادی خواهان شرکت در انتخابات شوراها هستند و تشخیص یک فرد متعهد در این کارزار برای مردم کمی سخت است.
شوراها جدیدترین بازیگران در عرصه مدیریت محلی هستند. گرچه از پیشینه یکصد ساله در تاریخ معاصر ایران برخوردارند. اما از استمرار تاریخی و نهادینگی رنج می‌برد که این عامل خود مسبب اثر بخش نبودن و کارایی لازم برای مدیریت این نهاد است.
تشکیل شوراهای اسلامی شهر نشانگر سیاست دموکراتیک در اداره شهرها است که با مدیریتی درون‌زا برای توسعه پایدار در سطح کلان و خرد در ایران نشان از توان این نهاد برای پیشبرد برنامه‌های مدیریتی مناطق است. اساس وجودی شوراها در تمرکززدایی اداری در ساختار سیاسی کشور است. حوزه تصمیم‌گیری دولت و تاثیر مستقیم آن بر سازمان‌های محلی، عملا مجالی برای اثر بخشی شوراهای محلی در مدیریت شهر باقی نمی‌گذارد.
وجود موانع کاربردی و عملیاتی شوراها در فرایند مدیریت شهری در تقابل با خواسته‌ها و علایق عمومی شهروندان مناطق موجب ناکارآمدی درعرصه اجتماعی می‌شود و تنها از طریق فعالیت نهادهای مدنی و تشکل‌ها و انجمن‌های مردمی است که می‌توان از اين مسئله جلوگیری به عمل آورد.
نقشی که شوراها می‌توانند در مدیریت نیازها و خواسته‌های عمومی ایفا کنند قابل تامل است! چرا که با گسترش شهرها و شهرنشینی فاصله شهروندان و مسئولان بیشتر می‌شود و فلذا تنها از طریق سازمان‌های مردم نهاد و انجمن‌های محلی است که می‌توان این خلاها را پر کرد.
شوراها نهادی محلی و نزدیک به مردم می‌باشد که انتظار می‌رود که دسترسی مناسبی از مشکلات و مسائل جامعه محلی داشته باشند. با دسترسی به این اطلاعات می‌توانند چشم‌انداز و سیاست‌های واقعی مبتنی بر نیازمندی‌ها برای جامعه مدنی خود تهیه کنند. تحقق یافتن آن نیازمند ایجاد اعتدال خواسته‌ها فی مابین خواست سازمان‌های دولتی و جامعه مردمی است. عدم انعطاف‌پذیری و ناهماهنگی در مدیریت خواسته‌ها می‌تواند یکی از موانع عمده در عملکرد شوراها باشد.
همبستگی اجتماعی از مفاهیمی مهم در حوزه‌های مختلف در علوم اجتماعی است که در صورت به انحراف کشیده شدن آن از میزان همبستگی‌های اجتماعی می‌کاهد. سرمایه اجتماعی در کنار سرمایه اقتصادی و همکاری شهروندان یکی از مهمترین شرایط توسعه است. نبود و ضعف سنتهای دموکراتیک که مشوق عمل جمعی  و تصمیم گیری جمعی است از جمله عواملی است که فقدان نهادینگی شوراها را موجب می شود. ملاحظات فعالیت شوراها نشان از ضعف تجربه عمل جمعی دموکراتیک است که بخش قابل توجهی از فعالیت شوراها را مصروف مباحث و مناقشات میان اعضا شورا می کند.
همدلی و میزان بالای اعتماد در میان اعضای شوراها موجب می‌شود تا در تعامل با سازمانهای دولتی به جریان گفتگو و چانه‌زنی برای پیگیری‌های محلی انجامد و باعث افزایش توقعات شهروندان از اعضای شوراهای شهر برای فراهم آوردن شرایط توسعه‌ای و مدیریتی و خدماتی در یک حوزه ی انتخابی باشد.

 


دیدگاه‌ها(۰)