۱۳۹۶ دوشنبه ۱ آبان
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۷۷۰ - ۱۳۹۵ شنبه ۱۸ دي
مروری بر اتفاقاتی که به پیروزی ترامپ انجامید؛
یک سال دیوانه
ترجمه: معصومه هوشمند

شرق-سرویس بین‌الملل: شاید کنجکاوی درباره چرایی انتخاب ترامپ به‌عنوان رییس‌جمهور و بازخوانی ظریف‌تر آنچه در یک سال منتهی به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016 اتفاق افتاد، نتیجه جستجو را به کلمات و جملاتی کوتاه و خاص خلاصه کند  .جملاتی مانند، میلیاردها دلار پول، هفده رقیب حزب جمهوری‌خواه ریاست جمهوری،  پنج عضو امیدوار حزب دموکرات نامزد ریاست جمهوری شامل یک سوسیال ‌دموکرات خودشیفته، دو نامزد حزب سوم، اولین نامزد زن حزب اصلی، اخبار جعلی، مبارزات توییتری و درنهایت شکست یکی از نامزدها با نزدیک به سه میلیون رأی بیشتر نسبت به رقیب برنده‌ی خود تمام این‌ها را شاید بتوان مقدمه،متن،حاشیه و نتیجه یک انتخابات بزرگ دانست که در نهایت منجر به رسیدن دونالد ترامپ به کاخ سفیدی شد که کمتر کسی خیال می‌کرد روزی مهمان مردی باشد که در گذشته یا نه‌چندان دور مجری مسابقات کشتی کج بود. اما آیا تمام این اتفاقات به‌سادگی آنچه بیان شد به وقوع پیوست؟ برای پاسخ به این سوال باید به بررسی موشکافانه‌تری از ماجرا پرداخت.سوزان میلیگان عضو هیئت تحریری U.S.News نوشت: «یک سال دیوانه‌وار در صحنه سیاست آمریکا گذشت. سالی که  کمتر کسی می‌توانست پیش‌بینی کند چنین نتیجه عجیبی در برداشته باشد: رئیس‌جمهور منتخب، دونالد ترامپ، کسی که خودش هم روزی این عنوان را برای خود متصور نبود در کمال بهت و ناباوری در 8 نوامبر 2016 و در میان خیل عظیم هواداران هیلاری کلینتون برنده ماراتن سخت انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد.
درحالی‌که گردوغبارهای خاص  سیاسی به شدت دور از ترامپ  بود، فصل عجیب‌وغریبی از مبارزات انتخاباتی فرا رسید که پایه و اساس فرضیات بی‌شماری در سیاست ، احزاب، رأی‌دهندگان آمریکا و روند دموکراتیک آن شد.سؤالاتی چون آیا این سال انتخابات را برای همیشه تغییر خواهد داد؟ آیا  2016 یک سال مطرود،  با یک نامزد مطرود که با سیل خروشان رأی‌دهندگان خشمگین روبه‌جلو حرکت کرد، بود؟ سالی  نابرابر برای کاندیداها؟  
به گفته کارشناسان، تمام اتفاقات فوق از چندین جهت درست است که شامل برخی افسانه‌ها و برخی حقایق می شود.داستان از این قرار است.کمپین حرفه‌ای سنتی، با ضربه آخرین رقیب مبارز مدرن و امروزی خود، کارش  به‌ پایان رسید. درست است، ترامپ پیروز شد. برنده‌ی همه عقلانیت‌های  متعارفی که در اداره کردن یک کمپین ملی موفق، موردنیاز است. کلینتون کارکشته‌تر بود، دفاتر بیشتر، پرستیژ برتر، پول بیشتر، تبلیغات بهتر و استراتژیستهای کهنه‌کاری که نمایش وی را کارگردانی می‌کردند داشت، اما برنده انتخابات نبود. البته این‌ها به این معنی نیست که سازمان‌یافتگی مهم نیست. بلکه بدان معناست که در کمپین کلینتون چند اشتباه بد سازمانی رخ داد. به گفته‌ی سیمون روزنبرگ، رئيس شبکه دموکراتیک جدید و یکی از اعضای ستاد سابق بیل کلینتون «در فقدان "تیتر جیغ" دموکرات‌ها، این انتخابات به‌صورت باورنکردنی بسته بود و کمپین کلینتون خطاهای عمدی زیادی انجام داد.»روزنبرگ می‌افزاید: « واضح است که کمپین کلینتون انتخاب‌های فاجعه باری در چند هفته پایانی به‌ویژه در مورد تخصیص منابع انجام داده است. عدم سرمایه‌گذاری در مکان‌هایی مانند میشیگان، ویسکانسین و آریزونا از این قبیل‌اند. آن‌ها در پشتی خانه را باز گذاشتند و ترامپ خیلی ساده به درون خانه دوید.»تحلیلگران می‌گویند واقعیت این است که ترامپ برنده شد. وی با داشتن یک استراتژی مبارزاتی ملی نسبتاً اتفاقی، برنده انتخابات شد. البته معنای آن این نیست که دیگر نامزدها در آینده نیز به شیوه‌ای مشابه می‌توانند پیروز شوند. جنیفر نیکول ویکتور، استاد علوم سیاسی در دانشگاه جورج میسون در رابطه با ترامپ به نکات جالبی اشاره کرد: «او بسیار مشهور بود و این به کمک وی آمد چیزی که دیگر نامزدها فاقد آن بودند و نیاز به بسط و توسعه داشتند. شهرت او به‌صورت ابزاری به وی کمک کرد تا بر مشکلاتی که جمهوری‌خواهان مواجه بودند، غلبه کند. درواقع کاهش اقتدار و قدرت احزاب سیاسی  یک روندی است که پیروزی را تسریع می‌کند. ما در یک نقطه جالب در سیاستمان هستیم که پیروان متعصب اما احزاب ضعیف داریم.» مشاور GOP و ناظر انتخابات ویت آیرز می‌گوید:
« درواقع نظرسنجی‌ها به‌صورت قابل‌ملاحظه‌ای  در این کمپین صحیح بود. نظرسنجی‌ها در سراسر کشور یک روز قبل از انتخابات نشان داد که کلینتون چند درصد جلوتر از ترامپ است. آنچه اتفاق افتاد بسیار ماهرانه و قابل پیش‌بینی بود. کلینتون 48.2 درصد از آرای مردمی را از آن خود کرد، درحالی‌که ترامپ توانست 46.1درصد آرا را به دست آورد. اتفاقی که در نظرسنجی‌های کلی اعلام‌شده بود. اما نظرسنجی‌های ایالت به ایالت، کمتر قابل‌اعتماد بودند، درواقع تأثیرگذاری و یا حتی رهبری ترامپ در مکان‌هایی مانند ویسکانسین، اوهایو، فلوریدا و میشیگان نمایان بود و شاید اشتباه تاکتیکی اصلی متوجه تحلیلگران سیاسی، رسانه‌ها و کمپین‌ها بود که فرض کردند حداقل دو تا از آن ایالت‌ها باید در ستون دمکرات‌ها قرار بگیرند. اما این‌گونه نشد و آن رخنه‌ها (همراه با پنسیلوانیا) به ترامپ کمک کرد تا توسط مجمع گزینشگران برگزیده شود. بنابراین نظرسنجی‌ها در این زمان به حقیقت نزدیک‌تر هستند، اما زمانی که برنده را از دست می‌دهید، واقعاً بد به نظر می‌رسد.»درست یا نادرست، نظریه کارشناسان و ناظران انتخاباتی و جمعیت‌شناسان انتظار داشتند که افزایش رأی‌دهندگان آمریکایی لاتینی، آفریقایی-آمریکایی، زنان مجرد، آسیایی و آمریکایی دموکرات‌ها را به سمت پیروزی سوق دهد، که این پیش‌بینی‌ها درست از آب درنیامد. نظرسنجی‌های به‌دست‌آمده نشان داد ترامپ29 درصد آرا اسپانیایی‌زبانان را از آن خود کرد، اما کارشناسانی که بیشتر به دنبال ردپایی از ویژگی‌های جمعیتی (ازجمله جمهوری‌خواهان) در انتخابات هستند، می‌گویند:  آن تخمین‌ها اشتباه است. موسسه لاتینو دسیژن، گروه پیمایش به کارگردانی اسپانیایی‌ها، در یک نظرسنجی نشان داد که  کلینتون با 79 درصد آرا اسپانیایی‌ها و ترامپ با 18 درصد انتخاب شده است  همچنین مت بارتو، از بنیان‌گذاران موسسه لاتینو دسیژن و استاد علوم سیاسی در دانشگاه UCLA  می‌گوید:« ترامپ نسبت به کلینتون در میان رأی‌دهندگان سفیدپوست آرای بیشتری به دست آورد به‌ویژه در ایالت‌های روست بلت. ایالاتی که دموکرات‌ها به اشتباه تصور می‌کردند در گوشه قرار دارد. بارتو می‌گوید: « از دیدگاه یک ائتلاف طولانی‌مدت، من فکر می‌کنم که دموکرات‌ها هنوز هم در جایگاهی هستند که به‌خوبی می‌توانند رأی اقلیت و رأی‌دهندگان جوان‌تر و آن گروه‌هایی که در حال رشد هستند را به دست آورند.»پابلو بوژووسکی، استاد ارتباطات دانشگاه نورث وسترن می‌گوید: « ممکن است کمی اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما یک حقیقت وجود دارد و آن اینکه روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌ها نفوذ خود را ازدست‌داده‌اند.او می‌گوید: به‌طور فزاینده‌ای، مردم اخبار را به‌طور تصادفی از منابعی همچون فیس‌بوک و وب‌سایت‌هایی که ممکن است معتبر باشد یا نباشد، دریافت می‌کردند. این موضوع در برخی از دوره‌ها توسعه می‌یابد و بیشتر استفاده می‌شود، مثل مبارزات انتخاباتی اوباما که استفاده از رسانه‌های اجتماعی ابزاری بسیار مؤثر برای دریافت پیام از سراسر جهان محسوب می‌شد.  اما آنچه جدیداً در این فصل کمپین‌ها اتفاق افتاد ظهور «اخبار جعلی» و سقوط حقایق اساسی بود. بوژووسکی می‌گوید: بحران در فرهنگ دانشی ما به وجود آمده، و تنها مربوط به حوزه روزنامه‌نگاری نیست، توجه کنید که  فقدان حقیقت به حوزه علوم و آموزش‌وپرورش نیز تعمیم داده‌ شده است و سخت است که آن را دوباره احیا کنیم. بوژووسکی اشاره می‌کند که یک‌میلیون نفر یک داستان ساختگی را دیدند که پاپ ترامپ را حمایت کرده بود، اما تنها به جدا کردن یک‌تکه از داستان آن را کاملاً می‌توان کم‌ارزش کرد.»
نقشه انتخاباتی در حال تغییر است. این درست است، و این مورد روند جاری هر دو گروه را قطع خواهد کرد. دموکرات‌ها یک‌بار روست بلت را جزء آمار خود آوردند، اما انتخابات سال 2016 نشان داد آن‌ها در معرض خطر از دست دادن آن هستند. در همین حال، جمهوری‌خواهان به‌طور فزاینده‌ای در ایالات به‌اصطلاح قابل‌اعتماد GOP  که در آن مردم آمریکای لاتین در حال رشد هستند،آسیب‌پذیرند. بارتو اشاره می‌کند ایالت‌های نوادا و کلرادو، که انتخاب کلینتون و اوباما بود، خیلی سریع به مناطقی دموکراتیک تبدیل شدند. در همین حال، کلینتون در ایالت‌های جرجینیا و آریزونا بیشتر به پیروزی نزدیک شد تا در اوهایو که انتخاب خودش بود. همچنین، در تگزاس تک‌رقمی شد، جایی که جمهوری‌خواهان بزرگ‌ترین پاداش رأی انتخاباتی را دریافت کردند. اما دموکرات‌ها از شمال شرق صنعتی دست نکشیدند. روزنبرگ می‌گوید: ما یک‌راه طولانی و دشوار برای به دست آوردن آنچه ما در دهه گذشته ازدست‌داده‌ایم، داریم. آن روز موعود خواهد آمد. باید بیرون برویم و برای رقابت آماده شویم. روزنبرگ می‌افزاید: من فکر نمی‌کنم اصلاحات مهم به‌آسانی انجام شود، نباید خودمان را گول بزنیم که این کار آسان و ساده است.دادخواهی در هر چرخه انتخاباتی با صدای بلندتری ظاهر می‌شود، اما این صدا در سال 2016 به اوج تب‌داری خود رسید و هنوز از بین نرفته است. سازمان‌های اطلاعاتی ایالات‌متحده گزارش دادند که روس‌ها با هک کردن کامپیوترهای حزب دموکرات‌ها در انتخابات دخالت داشته‌اند. مجمع گزینشگران به خاطر قضاوت‌های ناعادلانه و منسوخ در تحویل پست ریاست جمهوری به کسی که نزدیک به 3 میلیون رأی را از حریف خود عقب‌تر است زیر آماج اعتراضات جدیدی قرار دارند. قوانین ID رأی‌دهندگان و کاهش مراکز رأی‌دهی ممکن است باعث تحت‌فشار قرار دادن رأی‌ها به‌ویژه در مناطق اقلیت شود. ویکتور بیان می‌کند: راحتی رأی‌گیری به نظر می‌رسد نقطه اتصال رأی‌دهندگان باشد و باعث شود که آن‌ها رأی دهند . صف‌های ساختگی طولانی و مستندسازی، مردم را از رفتن به‌پای صندوق‌های رأی دلسرد می‌کند. تغییرات در قانون دولت باید تلاش مجمع گزینشگران را بی‌اثر کند و کسی باید برنده انتخابات باشد که توسط رأی مردمی و ملی برنده می‌شود و باید بتوان این تغییر را در قانون ایجاد کرد. او می‌گوید:«اما من فکر می‌کنم که مجبوریم  برای مبارزه دید بازتری داشته باشیم ایمان را به سیستم رأی‌دهندگان بازگردانیم چیزی که آن‌ها از خود نشان ندادند.» و این روش  یعنی اقناع مردم برای یک دموکراسی رأی‌دهی پیشرو در جهان است، مبارزه همچنان باقی است.»به هر شکل ممکن اگر نظرات فوق که توسط تحلیلگران و کارشناسان درباره آنچه منجر به پیروزی ترامپ شد را در کنار صحبت‌های معترضان به انتخاب ترامپ قرار دهیم به فصل مشترکی می‌رسیم که آن وجود اشکال در سیستم انتخاباتی آمریکا به‌حساب می‌آید. اشکالی که با انتخاب ترامپ با وجود کسب آرای کمتر نسبت به کلینتون بیشتر به چشم آمد و این مهم باعث شد تا عده زیادی از نخبگان و مردم آمریکا خواهان تغییر سیستمی شوند که سالیان طولانی همواره موردنقد بوده است اما به علت برخی مسائل آن‌چنان‌که باید، موردتوجه قرار نگرفته بود.

 


دیدگاه‌ها(۰)